استارت آپ یا استارتاپ کوتاه شده عبارت start up company به معنای شرکت نوپا و تازه تأسیس شده میباشد. جالب است بدانید که شرکت یا کسب و کارهای جدیدی که در نتیجه کارآفرینی ایجاد شده اند، که رشد صعودی دارند و با ایجاد راه حلهای جدید و ایده های خلاقانه و دوام پذیر برای رفع یک نیاز شکل گرفته اند جزء استارت آپ محسوب می شوند.
استارتاپ به کسب و کارهایی گفته می شود که قبل از آن هیچ نمونه مشابه دیگری در کشور و حتی دنیا وجود نداشته باشد، این بدان معنی است که استارتاپ برای اولین بار توسط اشخاص یا شرکتها تأسیس شود. لازم به ذکر است که تعریف استارت آپ تنها به کسب و کار مربوط نمی شود. میتوان گفت امروزه مخصوصا در بین جوانان صحبتهای زیادی در مورد کارهای تازه تأسیس شده و استارتاپها وجود دارد. خیلیها ایدههای جدیدی در ذهن دارند که فکر می کنند می توانند با آنها باعث متحول و دگرگون شدن دنیا شوند.
واژه کسب و کار نوپا یا استارت آپ در حالت معمول برای اینکه استارتاپ نام بگیرد، دارای ویژگیهای زیر است:
- کسب و کاری که قصد دارد ارزش آفرین باشد.
- کسب و کاری که پایداری برای اعضای آن دغدغه است و فرصت جو است اما فرصت طلب نیست.
- کسب و کاری که الزاماً مقیاس پذیر نیست. اگر چه طبیعتاً مقیاس پذیری برای آن مزیت و مطلوب است. پس اگر مادر یک خانواده کسب و کاری نوپایی ایجاد کند که فقط هزینه ماهیانه آنها را تأمین کند و هرگز بزرگ نشود، همین که پایدار باشد، از نگاه معمول یک استارت آپ است.
- کسب و کاری که ممکن است مبتنی بر تکنولوژی های نوین باشد یا نباشد.
- کسب و کاری که هنوز در شرایط ابهام است و دوران نوزادی و کودکی خود را طی میکند.
تعریف استارتاپ به زبان ساده
استارتاپ کسب و کاری است که از یک ایده اولیه شروع میشود و معمولا آن ایده قبلا به این شکل اجرا نشده است و میتوان آن را توسعه داد و در جاهای دیگر هم تکرار کرد و مجددا راه اندازی نمود.
تا به حال به فکر راه اندازی کسب و کار شخصیتان افتاده اید؟ داستان «استارتاپ»ها (Startup)دقیقا از همین جا شروع می شود. در دنیای کسب و کاری امروز استارتاپ یکی از داغ ترین موضوعهایی است که همه دربارهاش صحبت می کنند.
اما استارتاپ واقعا چیست؟
آقای چونگ مدیر عامل یکی از برترین استارتاپهای سال 2013 به نام Homejoy می گوید: ” استارتاپ شیوهی مدرنی برای فکر کردن در دنیای تجارت است.” اما مفهومهای ارائه شده برای استارتاپ به همین جا ختم نمی شوند. تعجب نکنید اگر تعداد این مفهوم ها به اندازهی تعداد خود استارتاپها باشد. هر کارآفرین می تواند تعریف مخصوصی از استارتاپ ارائه دهد. استارتاپ تعریف مشخصی ندارد بلکه باید آن را به درستی درک کرد.
فیسبوک، یوتیوب، علیبابا همگی استارتاپهای معروفی هستند. تا به حال فکر کردهاید که این استارتاپها با چه هدفی راه اندازی شدهاند؟ بزرگترین هدف هر استارتاپ هر چند بسیار کوچک باشد، نوآوری است. نوآوری دو جنبه متفاوت دارد. زمانی که شما تکنولوژی موجود را وارد بازارهای جدید می کنید نوآوری افقی اتفاق می افتاد. اما در استارتاپ، ما به دنبال نوآوری عمودی هستیم. ایجاد و تجاری سازی تکنولوژی جدیدی که قبلا وجود نداشته است. یادمان باشد که تکنولوژی در واقع برای راحتتر کردن زندگی انسان است. ما در استارتاپها به دنبال نوآوریای هستیم که باری از دوشمان بردارد و زندگی را برای ما راحتتر کند.
عمر استارتاپ
1 سال؟ 3 سال؟ 5 سال؟ عمر یک استارتاپ واقعا چقدر است. استیو بلنک، نویسندهی کتابهای کسب و کاری، می گوید استارتاپها سن مشخصی ندارند. طبق نظر استیو بلنک، استارتاپها شرکتهای موقتی و کوچکی هستند. این شرکتها به دنبال مدل کسب و کاری تکرارپذیر و مقیاسپذیری هستند. مدل کسب و کار زمانی تکرارپذیر است که بتوان آن را در شرایط مختلف اجرا کرد و نتیجهی یکسانی گرفت. مقیاسپذیر بودن مدل کسب و کار کمی پیچیده تر است.
مدل کسب و کار مقیاسپذیر ویژگیهای زیر را دارد:
1. هدفهای کسب و کار همراستا با هدفهای اجتماعی است. در این حالت کسب و کار به سرعت رشد می کند.
2. سرمایهی کسب و کار توسط سرمایهگذران فرشته خو و یا شرکتهای خصوصی تأمین میشود.
3. تکنولوژی جدید در قالب محصول یا خدمت طراحی شود. این محصول و یا خدمت باید به حل مشکلی کمک کند.
زمانی که شرکت به مدل کسب و کاری با این ویژگیها رسید دیگر استارتاپ نیست. پاول گراهام موسس (Y Combinator) نظری مشابه استیو بلنک دارد. به نظر گراهام استارتاپ شرکتی است که خیلی سریع رشد میکند. به همین سادگی!
هر کسب و کاری استارتاپ نیست
اگر به تازگی یک رستوران یا کافیشاپ راه اندازی کردهاید به شما تبریک میگوییم. حالا کسب و کاری جدید و مستقل دارید. اما این به این معنی نیست که صاحب استارتاپ شدهاید. خیلی وقتها کسب و کارهای کوچک با استارتاپ اشتباه گرفته می شوند. در حالیکه دو نهاد کاملا متفاوت هستند.

تفاوتهای استارتاپ و کسب و کارِ کوچک:
1) سرعت رشد
استارتاپها قرار است به سرعت رشد کنند و به بلوغ برسند. آنها محصول نوآورانه ای دارند که قرار است به بخش بزرگی از بازار عرضه شود. این یکی از دلایلی است که بسیاری از استارتاپها تحت وب شکل می گیرند.
در مقابل کسب و کارهای سنتی نه به دنبال رشد سریع هستند و نه بخش بزرگی از بازار. برای بسیاری از کسب و کارها در دست گرفتن بخش کوچکی از بازار و فعالیت طولانی مدت در آن مناسب است.
2) نحوه تامین سرمایه
سرمایهگذاران فرشته خو و خطر پذیر یا بنگاههای سرمایه گذاری خصوصی بهترین گزینههای پیش روی استارتاپها هستند. کسب و کارهای کوچک بیشتر تمایل دارند سرمایه خود را از طریق وام و قرض تأمین کنند.
3) برنامه برای بازپرداخت سرمایه
حدود 90% استارتاپها شکست میخورند. و سرمایهگذاران هم پس از مدتی پول خود را میخواهند. پس باید برنامهای برای بازپرداخت سرمایه داشته باشید. کسب و کارهای کوچک چون معمولا با سرمایه شخصی یا وام بلندمدت راه اندازی می شوند کمتر با چنین مشکلی مواجه میشوند.
کسب و کار استارتاپی برایتان مناسب است؟
استارتاپها بسیار جذاب هستند. اما این دلیل به تنهایی کافی نیست.در ادامه ویژگیهایی را بیان می کنیم که نشان می دهند شما احتمالا برای راهاندازی استارتاپ تان آماده هستید.
1) با کارتان ازدواج کردهاید
اسم کارآفرین سریالی را شنیدهاید؟ آنها شبانه روز کار می کنند. اگر شما هم می خواهید همهی ایدههایتان را عملی کنید باید بی وقفه تلاش کنید.معمولا استارتاپها برای موفقیت به 3 تا 5 سال زمان نیاز دارند. اگر صبر و حوصله کافی برای اینکار را ندارید شاید استارتاپ کسب و کار مناسبی برای شما نباشد.
2) بازار بزرگی چشم به راه محصول یا خدمتتان است
بازار خیلی بزرگ برای محصول مساوی است با رشد سریع. اینترنت به راحتی می تواند میلیونها مشتری در اختیارتان بگذارد.
3) خلاقیت و نوآوری در خونتان است
در دنیای استارتاپها، همه چیز در ایدهها و نوآوری خلاصه می شود. بسیاری از سازمان های بزرگ به جای نوآوری درون سازمانشان به سراغ استارتاپها می روند. اگر شما خلاق و نوآور هستید، احتمالا استارتاپ از گزینههای کسب و کاری دیگر برایتان مناسبتر است.
[alert type=”warning”]استارتاپ یک فرهنگ است. فرهنگی که از شما میخواهد با کمک خلاقیت و نوآوری مشکلات را حل کنید.[/alert]
چرا کسب و کارها شکست میخورند؟

۱) بینیازی بازار
بهجرأت میتوان گفت این مشکل بزرگ ترین و اصلی ترین دلیل شکست استارتاپهاست. براساس آمار اعلام شده از CB Insights، بسیاری از استارتاپها (۴۲٪) به این دلیل با شکست مواجه می شوند که محصول یا خدماتی ارائه می کنند که بازار به آنها نیاز ندارد. بسیاری از افراد برای مشکل راه حلی پیدا و براساس آن کسبوکاری را راهاندازی می کنند، اما پس از مدت کوتاهی متوجه می شوند که محصول یا خدماتشان به درد کسی نمی خورد. توجه به نیاز بازار قبل از راهاندازی یک استارتاپ از اهمیت زیادی برخوردار است.
[alert type=”info”]اگر ایدهای برای راهاندازی یک استارتاپ دارید، ابتدا درمورد بازار آن تحقیق کنید. با اطرافیان و مردم دربارهی این استارتاپ صحبت کنید. شاید این موضوع که دغدغهی شماست، برای دیگران اصلا مسئلهی مهمی نباشد. شاید حتی محصولات یا خدمات بهتر و باکیفیتتری برای رفع این نیاز در بازار وجود داشته باشد. این احتمال هم وجود دارد که هنوز بازار آمادگی پذیرش این محصول را نداشته باشد.[/alert]
۲) مشکلات مالی
مشکلات مالی یکی از اصلی ترین دلایل شکست استارتاپ ها
آمار نشان میدهد ۲۹٪ از استارتاپها به دلیلِ مشکلات مالی و اتمام نقدینگیشان با شکست روبه رو میشوند. بسیاری از کسب وکارهای نوپا اطلاعات و تجربه ی کافی درباره ی مدیریت مسائل مالی، قوانین مالیاتی و نظایر آنها ندارند و حتی اگر با سرمایه ی کافی شروع به کار کرده باشند، هیچ تضمینی وجود ندارد که بتوانند هزینههای کسب وکارشان را تأمین کنند. از سوی دیگر، ازآنجاکه بیشتر استارتاپها از پسِ دستمزد مشاوران مالی و حسابداران برنمیآیند، خودشان دست به کار می شوند و بنابراین تمام توجه و تمرکزشان را روی حل این مشکلات می گذارند، اما به دلیل بی تجربگی، درنهایت از انجام کارهای اصلی استارتاپشان مانند بررسی مدل کسب وکار، مدیریت تیم و نظایر آنها باز می مانند.
از همان ابتدای راه اندازیِ استارتاپ باید به فکر مدیریت مالی و استفادهی بهینه از نقدینگیتان باشید. در غیر این صورت مجبور خواهید شد برای رفع مشکلات مالی داراییهای شرکتتان را بفروشید و بنابراین به زودی کسب وکارتان منحل خواهد شد. اگر بودجه ی کافی برای استخدام مشاور مالی ندارید، میتوانید از برون سپاری حسابداری بهره گیرید و امور مالی استارتاپ تان را به شرکتهایی که خدمات حسابداری، خدمات مالیاتی، مشاوره مالی و مشاوره مالیاتی را با هزینهی کمتر ارائه می دهند بسپارید. اگر خیالتان از بابت مسائل مالی راحت باشد بهتر میتوانید به امور اصلی کسب وکارتان رسیدگی کنید. از مشکلات مالیاتی در ایران نیز غافل نشوید، چرا که ناآگاهی از قوانین ریزودرشت کسب وکار و قوانین مالیاتی همواره یکی از پررنگ ترین دلایل ازدست رفتن سرمایه و زمین خوردن استارتاپها بوده است. در همین راستا برای شکست این غول بزرگ می توانید از مؤسسه خدمات مالی تدبیر حساب نیز بهره گیرید.
۳) انتخاب نادرست اعضای تیم
٪۲۳ از استارتاپها به دلیل انتخاب نادرست اعضای تیم شان با شکست مواجه می شوند. برای موفقیت هر استارتاپ وجود تیمی هماهنگ که اعضای آن مهارتهای مختلفی داشته باشند ضروری است. اعضای تیم باید به درستی انتخاب شوند و همه در راستای هدف اصلی تلاش کنند. درصورتیکه استارتاپ با بیش از یک بنیان گذار راه اندازی شده است، این هماهنگی و همفکری باید بین آنها نیز وجود داشته باشد. زیرا بسیاری از استارتاپها به دلیل ناهماهنگی و وجود نظرات متضاد بین بنیان گذاران با شکست مواجه شدهاند.
۴) ناتوانی در برابر رقیبان
ناتوانی در برابر رقیبان یکی از دلایل اصلی شکست استارتاپ ها
٪۱۹ از استارتاپها به دلیل نداشتن شناخت کافی از رقیبان و ناتوانی در رقابت با آنها شکست می خورند. این استارتاپها تصور می کنند محصولات یا خدمات آنها منحصربه فرد است و مشابه آنها در بازار وجود ندارد. درحالیکه امروزه به سختی میتوان محصول یا خدماتی را یافت که حتی یک رقیب در بازار نداشته باشد. بنابراین این تفکر را از خودتان دور کنید که شما تنها کسی هستید که این محصول یا خدمات را ارائه کردهاید؛ حتی اگر اولین باشید آخرین نخواهید بود. از وجود رقیبان ناراحت نباشید و آنها را نادیده نگیرید. درعوض سعی کنید محصولات و خدمات با کیفیت تری نسبت به آنها ارائه بدهید. نکتهی مهم دیگر این است که تصور نکنید رقیبان شما فقط استارتاپها هستند، گاهی ممکن است یک شرکت یا کسب وکار بزرگ و معتبر در برابر شما قرار گرفته باشد.
۵) نداشتن تجربهی کافی در قیمت گذاری
براساس آمار، حدود ۱۸٪ از استارتاپها به این دلیل که از روشهای صحیح قیمتگذاری روی محصول یا خدماتشان آگاهی ندارند با شکست مواجه می شوند. آنها تصور می کنند تغییر قیمتها در بازار همواره به صورت خطی پیشرفت می کند. نوسانات قیمت در بازار امری کاملا طبیعی است، اما اگر ندانید چگونه باید محصولتان را قیمت گذاری کنید باید درِ کسب وکارتان را تخته کنید. بهترین روش این است که ابتدا محصول یا خدماتتان را با قیمتی اولیه و متناسب با هزینههای آن به بازار عرضه کنید. سپس منتظر بمانید تا ببینید چه اتفاقی خواهد افتاد.
برخی افراد تصور می کنند اگر محصول یا خدماتشان با استقبال روبه رو شده است، باید قیمت آن را افزایش دهند و بالعکس، اگر کسی طالب محصول یا خدماتشان نیست باید قیمت آن را پایین بیاورند. این کاملا نادرست است. به این فکر کنید که اگر محصولتان را با قیمت متوسط (نهچندان گران و نهچندان ارزان) به بازار عرضه کنید، هزینههای شرکت تأمین خواهد شد یا خیر. متأسفانه بسیاری از استارتاپها قادر به برقراری این تعادل نیستند.
[alert type=”info”]برای قیمت گذاری صحیح، ابتدا باید مشتریان، محصول و بازار آن را به خوبی بشناسید و نیز به قیمت محصولات یا خدمات رقیبان نیز توجه کافی داشته باشید.[/alert]
۶) محصول بی کیفیت
گاهی اوقات از ایدهای بسیار ناب، استارتاپی فوقالعاده شکل میگیرد؛ اما محصول ارائه شده آنقدر بی کیفیت است که به شکست استارتاپ میانجامد. براساس آمار، ۱۷٪ از استارتاپها به دلیل کوتاهی بنیان گذارانشان درباره ی کیفیت محصول با شکست مواجه می شوند. این افراد اصلا نمی دانند چه می کنند و احتمالا قبل از ورود به حوزه ی فعالیتشان به اندازه ی کافی با آن آشنایی ندارند. بهتر است قبل از نهایی کردن محصول و عرضه ی اولیه ی آن به بازار از کیفیت آن اطمینان یابید تا به وجهه ی برندتان خدشهای وارد نشود.
۷) توجه نداشتن به مدل کسب وکار
نداشتن مدل کسب وکار یکی از دلایل شکست استارتاپ
هیچ کسب وکاری بدون طرح و برنامه قادر به ادامهی فعالیت نخواهد بود. درواقع، ۱۷٪ از استارتاپها به دلیل نداشتن مدل کسب وکار تعطیل می شوند. مدل کسب وکار حتما باید قبل از راهاندازی استارتاپ تعیین شود. با داشتن طرح و برنامه ریزی می توانید بر اهداف کسب وکارتان تمرکز کنید. برای برنامه ریزی به اندازهی کافی زمان بگذارید و شواهد عینی را بررسی کنید تا ببینید مدل کسب وکارتان اجرایی هست یا فقط در حد تئوری باقی می ماند.
مدل کسب وکار به شما اطلاعاتی راجع به زمینه ی فعالیت و اهدافتان، تحلیل مخاطبان هدف و حتی جریان نقدی کسب وکارتان ارائه می دهد. از ابزاری به نام بوم کسب وکار استفاده کنید تا درک بهتری از مدل کسب وکار خود پیدا کنید. پس از برنامه ریزی می توانید کسب وکارتان را توسعه دهید.
۸) بازاریابی ضعیف
برخی از استارتاپها براساس ایدهای ناب شکل می گیرند و محصول/خدماتشان هم بسیار باکیفیت است، اما به دلیل نداشتن مشتری با شکست مواجه می شوند؛ دلیلش این است که کسی از محصول خوب آنها اطلاع ندارد. در این بین حتی ممکن است افراد زیادی هم از محصولات یا خدمات ارائه شده آگاه شوند، اما اگر آنها جزو مشتریان هدف آن شرکت نباشند، فرآیند بازاریابی اثربخشی لازم را نخواهد داشت. آمار نشان میدهد ۱۴% استارتاپها به دلیلِ بازاریابی ضعیف به موفقیت نمی رسند. [alert type=”danger”]بازاریابی را بههیچ وجه نادیده نگیرید، حتی وقتی بهترینها را ارائه می کنید.[/alert]
۹) بی توجهی به بازخوردهای مشتریان
عدم توجه به بازخوردهای مشتریان یکی از دلایل شکست استارتاپ ها
یکی از مهمترین عوامل موفقیت استارتاپها از شروع یک ایده تا تولید محصول و بررسی آن، اهمیت دادن به بازخوردهای کاربران و مشتریان است. ۱۴٪ استارتاپها به این دلیل شکست می خورند که بنیان گذاران آنها دیدگاههای مشتریان را بررسی نمی کنند و بنابراین از نقاط قوت و ضعف شان آگاه نمیشوند. گاهیاوقات یک ضعف کوچک ازنظر مشتری درنهایت به نابودی استارتاپ منجر می شود. در این میان برخی استارتاپها هم هستند که با توجه به بازخورد مشتریانشان و تغییرات ضروری و سریع در محصول توانسته اند علاوه بر جلب رضایت مشتریان فعلی بازار خود را توسعه دهند.
۱۰) ارائهی محصول در زمان نامناسب
برخی از استارتاپها زودتر از پیشرفت تکنولوژی موردنیازشان راهاندازی می شوند و ازآنجاکه بازاری برای آنها وجود ندارد با شکست مواجه خواهند شد. دستهی دیگر آنقدر دیر شروع به کار می کنند که یا بازار اشباع می شود یا تکنولوژی پیشرفته تری جای آن را می گیرد. بنابراین راه اندازی استارتاپ در زمان مناسب بسیار اهمیت دارد. براساس آمار، ۱۳٪ از استارتاپها فقط به دلیل راهاندازی در زمان نامناسب از دور خارج شدهاند.
۱۱) از دست دادن تمرکز
یکی دیگر از دلایل شکست استارتاپها که حدود ۱۳٪ از آنها را در برمی گیرد، ازدست دادن تمرکز است. راهاندازی یک استارتاپ علاوه بر زمان، تلاش و پول به تمرکز کافی بر اهداف اصلی کسبوکار نیاز دارد. بسیاری از استارتاپها به دلیل کاهش تمرکز بنیان گذاران و پراکندگی پروژهها، از مسیر اصلی هدفشان منحرف می شوند.
در این بین برخی استارتاپها می توانند بخشهایی از کسب وکار را که به شکل گیری هسته ی اصلی آن مربوط نیست، برون سپاری کنند. شرکتهای کوچک و متوسط در سرتاسر جهان و بسته به نوع کسب وکارشان مواردی نظیر بازاریابی محتوایی و مدیریت بلاگ، مدیریت سایت، مدیریت موجودی، مدیریت مالی و… را به شرکتهای باتجربه می سپارند و با خیال راحت به چالشهای کسب وکار جدیدشان رسیدگی می کنند.
۱۲) ناهماهنگی تیم با سرمایهگذاران
ناهماهنگی تیم با سرمایه گذار یکی از دلایل شکست استارتاپها
بسیاری از بنیان گذاران استارتاپها پس از مطرح کردن ایده شان و گردآوری تیمی مناسب، شروع به کار می کنند و همه چیز به نظر عالی پیش می رود. اما پس از مدت کوتاهی استارتاپ شکست می خورد. یکی از دلایل این شکست که ۱۳٪ از استارتاپها را درگیر می کند، ناهماهنگی و اختلافات بین بنیان گذاران، سرمایه گذاران و اعضای تیم است که قبل از شروع کار وجود نداشت.
تیم استارتاپی و سرمایه گذار باید بکوشند تا زبان واحدی برای هماهنگیها و پیگیریها تعریف کنند و سرمایهگذار هم به نوعی توجیه شود که در محیط های استارتاپی ممکن است سودآوری کمی از برنامه عقب بیفتد. تهیه گزارشهای مالی به شکل درست می تواند به صورت مستمر سرمایه گذار را در جریان وضعیت قرار دهد.
۱۳) تغییر ندادن مسیر نادرست
گاهی بنیان گذاران پس از تولید و بررسی محصول مشاهده می کنند که این محصول خوب نیست و یا بازار مناسبی برای آن وجود ندارد. اگر در این شرایط تغییر مسیر با درایت کافی انجام شود میتواند استارتاپ را نجات دهد، اما در ۱۰٪ موارد ممکن است یکی از دلایل فوق باعث شکست شود.
۱۴) کاهش اشتیاق بنیان گذاران
بسیاری از استارتاپها در ابتدای کار با اشتیاق راهاندازی می شوند، اما پس از مدتی علاقه ی بنیان گذاران برای ادامه ی کار فروکش می کند. براساس آمار، ۹٪ از استارتاپها به دلیل بیعلاقگی بنیان گذاران به حوزه ی فعالیتشان یا شناخت ناکافی از آن، شکست می خورند. با درگیری کردن سرمایه گذار تا حدی معقول و در جریان قرار دادن او در کسب موفقیتهای کوچک و بزرگ انگیزه او را حفظ کنید.
۱۵) راهاندازی استارتاپ در موقعیت جغرافیایی نامناسب
مکان راه اندازی استارتاپ یکی از عوامل مهم موفقیت آن است؛ به طوریکه آمار نشان می دهد ۹٪ استارتاپها به دلیل نامتناسب بین مفهوم استارتاپ و مکان راهاندازی آن دچار مشکل می شوند. علاوه براین، استارتاپهایی که با تیمهای دورکار راه اندازی می شوند، باید راههای ارتباطی مؤثر با آنها برقرار کنند. در غیر این صورت، فقدان کار تیمی و بی برنامگی منجربه شکست استارتاپ خواهد شد.
[alert type=”info”]ابزارهای جدید برگزاری جلسات، برنامهریزی، زمانبندی و مدیریت آنلاین پروژهها را امتحان کنید و به بهترین نحو در کسب وکارتان به کار گیرید.[/alert]
۱۶) بیعلاقگی سرمایه گذار
پیش از این، درباره ی مشکلات مالی که سر راهِ استارتاپها قرار دارد صحبت کردیم. به جز تمامشدن نقدینگی، بیعلاقه ی سرمایه گذاران و ناتوانی بنیان گذاران در جذب آنها نیز از دلایل مهم شکست ۸٪ از استارتاپها به شمار میرود.
۱۷) مسائل حقوقی و قانونی
نقش مسائل حقوقی و قانونی در شکست استارتاپ ها
گاهی استارتاپی براساس ایدهای ساده شکل می گیرد، اما پس از مدتی با مسائل قانونی بسیار پیچیده مواجه میشود. مشکلات قانونی در مسیر کسب وکارهای نوپا که تجربه ی چندانی هم ندارند موانع زیادی ایجاد می کنند که در ۸٪ موارد، آنها را از ادامه ی فعالیت بازمی دارند. مشکلات قانونی از ثبت شرکت، برند و محصول گرفته تا مشکلات مالیاتی، خط قرمزهای اجتماعی، محیط زیست و غیره را شامل می شوند. تمامی موارد را ریزبه ریز بررسی کنید و کوچک ترین نکات را از قلم نیندازید، چون دیر یا زود دردسرش گریبان گیرتان می شود.
۱۸) نداشتن شبکهی ارتباطی و مشاور
آمار نشان می دهد یکی از دلایلی که به موجب آن ۸٪ استارتاپها شکست می خورند، این است که بنیان گذارانشان از شبکههای ارتباطی خودشان با سرمایه گذاران درست استفاده نمی کنند و تمایل ندارند از آنها کمک بخواهند. بهتر است سرمایه گذاران را از ابتدا در جریان امور قرار دهید، زیرا آنها می توانند به شما کمک کنند. اگر سرمایه گذارتان نمی تواند در این زمینه کمکی کند، از مشاوران و توسعه دهندگان کسب وکارها کمک بگیرید.
۱۹) خستگی
معمولا شروع کسب وکاری جدید با انرژی زیادی همراه است؛ به طوریکه بنیان گذاران نمی توانند بین کار و زندگی شان تعادل برقرار کنند و بههمین دلیل خسته می شوند. این موضوع یکی از دلایل مهم شکست ۸٪ از استارتاپهاست. به موقع دست از کار بکشید و پس از استراحت، تلاشهایتان را از سر بگیرید. راهاندازی کسب وکار به اندازه ی کافی ذهن شما را درگیر و زمانتان را می گیرید. برخی از مسئولیتهایتان را به اعضای تیم مطمئنی که گرد آوردهاید یا تیمهای مورداطمینان بیرونی بسپارید.
۲۰) تغییر ندادن مسیر در مواقع ضروری
بسیاری از بنیان گذاران با اینکه می دانند به بن بست رسیدهاند، حاضر به تغییر مسیر یا استراتژی نیستند. چسبیدن به یک ایدهی بد یا یک بازار بد، نه تنها موجب اتلاف منابع و پول می شود، بلکه به دلیلِ پیشرفت نکردن کار سبب ناامیدی کارکنان می شود. ۷٪ از استارتاپها به دلیل این اشتباه بزرگ با شکست مواجه می شوند. اگر مسیرتان اشتباه بوده، غرورتان را کنار بگذارید و لجبازی نکنید؛ شاید با تغییر مسیر فرصتهای خیلی بهتری نصیبتان شود.
10 قانون برای یک ایده موفق استارتاپی
۷) ایده تان بازاری به اندازه کافی بزرگ داشته باشد.
بازاری با کمتر از ۱۰ میلیون نفر یا چندین میلیارد درآمد سالانه راضی کننده نخواهد بود. اگر شما ۵۰۰ میلیون دلار از بازار را به خود اختصاص دادید شما کسب و کاری تقریبا برابر با ۵۰ میلیون دلار خواهید داشت. اگر شما بازارهای کوچک را به خود اختصاص دهید به زودی ورشکست خواهید شد. پس اگر ایده شما بازاری کوچک دارد آن را رها کنید.
۸) اکسیر مخفی داشته باشید.
کاری که شما قرار است انجام دهید تک است؟ نسبت به بقیه رقبا برتری دارد؟ آیا رازی را می دانید که هیچکس دیگری نمی داند؟ بهترین ایده ها آن هایی هستند که باعث ایجاد تحول می شوند.
۹) سعی کنید ایده خود را به چالش بکشید.
مثبت اندیشی درباره ایده بسیار لذت بخش است ولی کار شما در این مرحله این است که شدیدا تلاش کنید ایده خود را زیر سؤال ببرید و همچنین تلاش کنید دلایلی بیابید که ایده شما یک ایده اشتباهی است !!! اگر واقعا دلیلی پیدا نشد مسیر خود را ادامه دهید.
۱۰) ایده خود را بدون ترس مطرح کنید.
احتمال اینکه کسی تمام زندگی اش را رها کند و ایده شما را بدزدد و تمام وقتش را صرف اجرای ایده شما کند تقریبا نزدیک به صفر است. شما تنها کسی هستید که می توانید بازخورد دیگران نسبت به ایده خود را بدانید.











