در یک جمله:خرد جمعی یا هوش جمعی برآیند نظرات گروهی از افراد به جای یک فرد متخصص است.
پژوهشگران بر این باور هستند که هوش جمعی از آنجا برمی آید که افراد گروه تا چه اندازه با یکدیگر همکاری میکنند. برای نمونه، گروههایی که افراد آن را کسانی با “حساسیت اجتماعی” افزون تر تشکیل می دادند دارای خرد جمعی بالاتری بودند.
کریستوفر کبریس، یک هم-نویسنده مقاله و استادیار روان شناسی در یونیون کالج نیویورک می گوید: “حساسیت اجتماعی به این ارتباط دارد که اعضاء تا چه اندازه به خوبی احساسات یکدیگر را درک میکنند.” وولی می افزاید: “همچنین در گروههایی که یک فرد نقش چیره داشت، این گروهها از هوش جمعی کمتری، در مقایسه با گروههایی که در آنها جریان بحث چرخش متعادل تری داشت، برخوردار بودند.” به علاوه، تیمهایی که شمار زنان در آنها بالاتر بود حساسیت اجتماعی بیشتری نشان دادند و در مقابل خرد جمعی آنها در مقایسه با گروههایی که تعداد زنان کمتری داشت بالاتر بود.
- خرد جمعی برتر از مجموع هوش افراد یک گروه عمل می کند
هنگامی که در مورد هوش صحبت می کنیم، به واقع خرد کل می تواند برتر از جمع خرد اعضاء باشد. در مطالعه جدیدی که به وسیله پژوهشگران ام.آی.تی.، دانشگاه کارنگی ملون، و یونیون کالج انجام گرفت آنها مستنداتی را گردآوری کردند که وجود خرد جمعی را در میان گروه هایی از افراد که به خوبی با هم همکاری می کنند نشان داد، و نیز نتیجه گرفت که چنین عقلی فراتر از قابلیت های شناختی تک تک اعضای گروه بوده، و این که همکاری موثر در یک گروه با تعداد زنان حاضر در آن رابطه مستقیم دارد.
بسیاری از دانشمندان علوم اجتماعی برای مدت ها ادعا می کرده اند که قابلیت افراد برای آن که وظایف شناختی گوناگون را به خوبی انجام دهند نشانگر وجود درجه ای از هوش قابل اندازه گیری در هر فرد است. در مطالعه ای که در شماره زودهنگام و آنلاین مجله علمی “ساینس” انتشار یافت، پژوهشگران اصل مشابهی را به تیم های کوچکی از افراد بسط دادند. آنها دریافتند گروه هایی که دارای پویایی درونی مناسبی هستند در انجام طیف وسیعی از وظایف به خوبی عمل می کنند – یافته ای که می تواند دارای کاربردهای بالقوه ای در بخش های بازرگانی و سازمان ها باشد.
آنیتا ویلیامز وولی، نویسنده اصلی مقاله و استادیار دانشکده بازرگانی تپپر در کارنگی ملون می گوید: “ما بر مبنای آزمودن این نظریه شروع کردیم که گروه ها، همانند افراد، قابلیت پایداری در انجام مجموعه ای از وظایف دارند.” تامس دبلیو. میلون، یک نویسنده دیگر مقاله و استاد مدیریت کرسی مک گاورن در دانشکده مدیریت سلون در ام.آی.تی. ادامه می دهد: “نظریه ما تأیید شد. ما دریافتیم که یک تأثیرگذاری همگانی، یک خرد دسته جمعی گروهی وجود دارد که عملکرد گروه را در بسیاری موردها پیش بینی می کند.”
پژوهشگران بر این باور هستند که هوش جمعی از آنجا برمی آید که افراد گروه تا چه اندازه با یکدیگر همکاری می کنند. برای نمونه، گروه هایی که افراد آن را کسانی با “حساسیت اجتماعی” افزون تر تشکیل می دادند دارای خرد جمعی بالاتری بودند. کریستوفر کبریس، یک هم-نویسنده مقاله و استادیار روان شناسی در یونیون کالج نیویورک می گوید: “حساسیت اجتماعی به این ارتباط دارد که اعضاء تا چه اندازه به خوبی احساسات یکدیگر را درک می کنند.” وولی می افزاید: “همچنین در گروه هایی که یک فرد نقش چیره داشت، این گروه ها از هوش جمعی کمتری، در مقایسه با گروه هایی که در آنها جریان بحث چرخش متعادل تری داشت، برخوردار بودند.” به علاوه، تیم هایی که شمار زنان در آنها بالاتر بود حساسیت اجتماعی بیشتری نشان دادند و در مقابل خرد جمعی آنها در مقایسه با گروه هایی که تعداد زنان کمتری داشت بالاتر بود.
خرد جمعی در مدیریت پروژه

با این که اخیرا خیلی کمتر کلاس درس میدم که بتونم روی تولید محتوا متمرکز باشم، هنوز هم هر دو ماه یک کلاس دارم. همیشه سعی میکنم کلاسها رو بهتر از قبل اجرا کنم و یکی از مسائلی که به تازگی حل کردم، سؤال و جوابهای کلاسی بوده.
مشکلی که وجود داره اینه که وقتی سوالی در مورد محتوا میپرسم، اگه اون رو از همه بپرسم، معمولا دو سه نفر آدم خیلی فعال تو کلاس هستن که به همه سوالها جواب میدن و نوبت به بقیه نمیرسه. اگر هم سؤال رو از فرد خاصی بپرسم، ممکنه اون فرد حس خوبی پیدا نکنه. بنا بر این تعامل تو کلاس کاملا مناسب نخواهد بود.
به همین خاطر به تازگی برنامه جدیدی گذاشتم: سؤالها رو تو یه نرمافزار آنلاین آماده میکنم و هر موقع که فعالش کنم، شرکت کنندهها میتونن با موبایلهاشون به سؤال جواب بدن. وقتی همه جواب بدن، نتیجه رو روی پرده میبینیم و درباره اش صحبت میکنیم.
این روش خیلی خوب جواب داده و به همه کسایی که دوره تدریس میکنن هم پیشنهادش میدم. ولی در این بین نکته خیلی جالبی هم وجود داره: اینکه به وضوح میشه تاثیر خرد جمعی رو دید.
البته «خرد جمعی» عبارتیه که تو فارسی استفاده میشه و تحقیق کاملی نکردم که دقیقا به چه معنی به کار رفته. من اون رو به عنوان معادل Wisdom of the Crowd به کار می برم که یه مفهوم کمابیش علمیه.
از اشتباههای فردی تا موفقیت جمعی
سؤالهایی که تو کلاس میپرسم معمولا سخت هستن و بیشترشون رو هم قبل از اینکه درس مربوط به اون سوال رو بدم میپرسم، که اون هم دلایل خاص داره. به همین خاطر اکثر افراد، اکثر سؤالها رو اشتباه جواب میدن. این هیچ اشکالی نداره، به خاطر اینکه هدف اینه که ذهنشون برای یادگیری آماده بشه. نکته مهم اینه که با وجود اینکه اکثر افراد اکثر سؤالها رو اشتباه جواب میدن، ترکیب جوابهاشون معمولا درسته!

امتیاز افراد تو مجموع سؤالها معمولا حدود ۳۰ درصد هست، یعنی تقریبا از هر سه سؤال یکی رو درست جواب میدن. با این حال امتیاز میانگین جوابهای کل کلاس حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد هست! این به این معنیه که اگه آزمون آخر کلاس رو اولش بگیریم اکثرا رد میشن، ولی اگه همه تو یه سیستم مناسب با کمک همدیگه به آزمون جواب بدن، با نمره خیلی خوبی قبول میشن.
خرد جمعی چیه؟

وقتی شرایط برای خرد جمعی فراهم باشه، گروه بزرگی از آدمهایی که الزاما متخصص نیستن میتونن جوابهایی بدن که در حد متخصصها یا حتی بهتر از اونهاس. این ماجرا رو برای انواع سؤالها، مثلا پیشبینیهای اقتصادی و سیاسی، امتحان کردن. یه آزمایش معروفش هم اینه که از حدود ۸۰۰ نفر خواستن که وزن یه گاو رو حدس بزنن. وقتی میانگین جوابها رو حساب کردن، با یک درصد خطا درست بود! حالا حساب کنین یه متخصص چقدر باید دقیق باشه که بتونه چنین برآوردی کنه.
چرا خرد جمعی وجود داره؟
معمولا دلیل وجود خرد جمعی رو این میدونن که «نویز»ی وجود داره که جواب هر آدمی رو از مقدار دقیق منحرف میکنه. چون این نویز تو اکثر مواقع الگوی خاصی نداره، وقتی تعداد افراد به اندازه کافی زیاد باشه، نویزها همدیگه رو خنثی میکنن و جواب دقیق باقی میمونه.
این توضیح برای تخمین وزن گاو میتونه خوب باشه، ولی برای پیدا کردن جواب مناسب به مسائل خلاقانه به نظر من زیاد خوب نیست. میشه ماجرا رو اینطور هم دید که هیچ کس دید کاملی به مشکل نداره. هر کسی داره یه جنبه مشکل رو میبینه و به جوابش فکر میکنه و وقتی این جوابها با هم ترکیب میشن، عملا تمام جوانب دیده شده و به همین خاطر جواب خیلی خوبه.
چه موقع خرد جمعی وجود داره؟
هر وقت یه عده زیاد رو دور هم جمع کنیم و ازشون نظر بخوایم خرد جمعی شکل نمیگیره. واقعیت اینه که تو اکثر مواقع نمیگیره! یه مشکل رایج چیزیه که بهش Groupthink میگن: موقعی که کیفیت نظر جمعی حتی از کیفیت نظر تک تک افراد هم پایینتره؛ وقتی که آدمها عملا دیگه نظری ندارن و فقط تابع جمع هستن.

من یا این مفهوم تو کتابی به اسم The Wisdon of Crowds از James Surowiechki آشنا شده بودم. نویسنده چهار عامل برای به وجود اومدن خرد جمعی لازم میدونه:
- تنوع آرا: اگه آدمهای کاملا هم رأی رو دور هم جمع کنین نمیتونین نتیجه مناسب بگیرین. بهترین کار اینه که آدمهای مختلف، با تجربهها، دانش و نظرهای مختلف دور هم قرار بگیرن.
- استقلال آرا: افراد نباید روی نظر همدیگه تأثیر بذارن.
- نبود مرکز قدرت: افراد باید به شکلی خودجوش و نامرکزگرا در کنار هم قرار بگیرن تا آزادی عقایدشون از بین نره.
- ترکیب: باید نظرهای افراد به شکل مناسبی با هم ترکیب بشه.
چطور میشه از خرد جمعی تو پروژه استفاده کرد؟
کسایی که مسئولیت تصمیمگیریهای پروژه رو دارن گاهی در مقابل معماهایی قرار میگیرن که نمیتونن به راحتی حلش کنن. تو این شرایط خیلی راحت میشه از پتانسیلی که تو پروژه وجود داره استفاده کرد: اعضای تیم رو جمع کرد، مشکل رو بهشون توضیح داد، و ازشون خواست که اون رو حل کنن. اگه این کارگاه به خوبی تسهیل بشه میشه بهترین جواب رو ازش گرفت.
برای تسهیل این جلسه میشه از تکنیک محبوب من، دلفی استفاده کرد. در کنار اون مدیر پروژه باید مراقب باشه که موقع توضیح دادن مشکل راه حل خاصی به افراد القا نشه و افراد خارج از روند دلفی بحثی نکنن تا روی آرای همدیگه اثر نذارن.
ما مدتیه که داریم روی چهارچوب مدیریت پروژه جدیدی کار میکنیم به اسم P3.express که هم سادهاست و هم خیلی متمرکز روی جنبههای انسانی پروژه. تو دو جای این چهارچوب از خرد جمعی استفاده میشه: یک مورد اینه که ماهی یک بار از اعضای تیم خواسته میشه فکری برای بهبود پروژه بکنن و یکی دیگه برای پیدا کردن واکنش مناسب به ریسکها یا مسائل حاد پروژه.
منبع: نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)


