فرق کمال گرایی با کامل گرایی
پیشنهاد من به شما این است که تا کمال گرایی بیشتر از این مانع موفقیتتان نشده و راه شما را سد نکرده، شروع کنید به از بین بردن این نقطه ضعف بزرگ. شاید یک ساعت دیگر موقعیت مناسب دیگری را به خاطر کمال گرایی از دست داده باشید. پس همین حالا شروع کنید… کاری که مدتها قرار است انجام دهید را الان شروع کنید. مثلا مدتهاست قرار است با یکی از دوستان قدیمی خود تماس بگیرید ولی هر روز اینکار را به روز بعد موکول می کنید.
شاید تا الآن این نکته ذهنتان را درگیر کرده باشد که با این تعاریفی که از کمال گرایی داشتیم، اتفاقاً نه تنها نقطه ضعف نیست، بلکه نقطه قوت هم به حساب میآید! پس چرا میگوییم ویژگی خوبی نیست و از موفقیت دورمان میکند؟
قطعاً یکی از دلایل اصلی آن، همین اسم نه چندان درست آن است. شاید بهتر بود از ابتدا به جای اینکه از واژه کمال گرایی استفاده شود، از کامل گرایی استفاده میشد.
چون کلمه کمال گرایی یعنی فرد همیشه سعی میکند کارهایش به بهترین نحو ممکن انجام شود و نقطه ضعف هایی که دارد را به مرور برطرف کند. ( که اتفاقاً یک ویژگی عالی است.)
ولی کامل گرایی یعنی کسی که تا همه چیز کامل نباشد کارش را شروع نمیکند و احتمالاً هیچ وقت هم نمیتواند کار را شروع کند. چون اصلاً هیچ آدم و کار کاملی وجود ندارد!
اما چون اکثر افراد از این دو کلمه جا به جا استفاده میکنند، اجازه دهید ما هم کمال گرایی را یک ویژگی بد درنظر بگیریم.
در واقع تفاوت افراد کامل گرا با کمال گرا در همین شروع کردن یا نکردن است. اجازه دهید این نکته را با یک مثال، دقیق تر برایتان توضیح دهم.
تصور کنید یک نفر میخواهد تبدیل به استادی حرفه ای شود. این فرد میتواند 2 راه را انتخاب کند.
راه اول: بعد از اینکه آموزش های ضروری را یاد گرفت، تدریس را شروع کند و سعی کند به مرور خودش و تدریسش را کامل کند.
و راه دوم: میتواند آنقدر صبر کند تا تبدیل به یک استاد کامل شود و بعد شروع کند. (که احتمالاً هیچ وقت کامل نمیشود و شروع نمیکند.)
پس همیشه بعد از اینکه به نقطه ای رسیدید که متوجه شدید میتوانید شروع کنید، لحظه ای درنگ نکنید و فقط شروع کنید…
بهترین راه انجام کاری،شروع کردن آن کار است.
کمال گرایی یکی از بزرگترین موانعی است که در مسیر رسیدن به موفقیت، سر راه ما قرار دارد. تا الآن چند بار شده که میخواستید در راهی قدم بردارید ولی یک نیرویی مانع حرکت شما شده؟ چقدر شروع کارهایتان را به خاطر دلایل غیر قابل قبول عقب انداختید؟ چند بار همین شروع نکردن باعث شده که دیگر سراغ کاری که میخواستید نروید و فقط حسرتش را بخورید؟ میتوانم کلی از این مثال های دیگر برایتان بزنم که ثابت میکند ما یک مشکل اساسی در کارهایمان هست و به قول معروف یه جای کار میلنگه. بله درست است، مشکل بزرگ ما چیزی نیست جز کمال گرایی. امروز قرار است در این مقاله کلی راهکار برای درمان عملی کمال گرایی بیان کنم که مطمئنم میتواند خیلی به شما کمک کند.. پس با این مقاله همراه باشید…
اهمال کاری به دلیل کامل گرایی
کمال گرا یعنی کسی که می خواهد دائما رشد کند و به سمت کمال برسد.اما کامل گرا کسی است می خواهد از همان اول کامل باشد و این افراد معمولا به هیچ جا نمی رسند!
متاسفانه واقعیت این است که کامل گرایی ،ناشی از احساس کمبود خودمان است.ما قبول نمی کنیم همین جور که هستیم، خوبیم و ناچاریم که نقص هایمان را با کسب یک عنوان بی نقص مثل « آقای کامل ممتاز همه چیز تمام » جبران کنیم و این اتفاق اصلا خوب نیست .
افراد کامل گرا اعتقاد دارند هر چیزی یا باید کامل کامل باشد ،یا اصلا نباشد . و معمولا چون هیچوقت نمی توانند کامل باشند،ترجیح می دهند نباشند!
تعریف کمال گرایی

احتمالاً درباره کمال گرایی یا Perfectionism تعاریف زیادی شنیده اید. اما من میخواهم یک تعریف کاملاً ساده برایتان داشته باشم تا با یک آشنایی درست و حسابی به سراغ راه های درمان آن برویم.
کمال گرایی که ارتباط مستقیمی با اهمال کاری دارد یعنی : کاری راباید انجام دهیم. ولی انجام نمی دهیم .حالا یا هیچ کاری نمی کنیم یا به جای آن کار دیگری انجام می دهیم. مثلا فرزندمان می خواهد با ما صحبت کند اما توجهمان به تلویزیون است در صورتیکه عملا نباید اینطور باشد و ما باید تمام توجهمان به صحبتهای فرزندمان باشد.
احتمالاً الان به این فکر فرو رفتید که چقدر من این ویژگی را دارم یا داشتم و چقدر من را از زندگی عقب انداخته؟ چون اگر کمال گرا نبودید میتوانستید الآن جایگاه بهتر و ویژه تری نسبت به حال حاضر خودتان داشته باشید.
ویژگیهای افراد کمال گرا
1. معیارهای سطح بالا
آنها معتقدند که همه چیز باید کامل و بی نقص باشد، به خودشان و دیگران سخت میگیرند. فرقی نمیکند که چه کار میکنند. آشپزی، ورزش یا کار. مهم این است که باید آن را کامل و بدون کوچکترین نقصی انجام دهند و اگر کمی کار ایراد داشته باشد احساس میکنند شکست خوردهاند؛ بنابراین همیشه فقط کارهایی را انجام میدهند که در آن مهارت دارند و دایره فعالیت هایشان محدود میشود. این افراد اغلب زمینهای خاص را برای رسیدن به حد مطلوب انتخاب میکنند.
برخی از افراد دچار این وضعیت، کمال گرایی را بر روی خانه، همسر و فرزندانشان منعکس میکنند و دسته دیگر بسیار مشکل پسند و ایرادگیرند و قصد دارند تمام کارها و وسایلشان بی عیب و نقص باشد. روابطشان، شغلشان، لباس هایشان، جعبه ابزارشان، خودروشان و …
2. کمتر کسی به حد مطلوب آنها میرسد
برای آنها هیچ کس آن طور که باید نیست. کمال گرایان همیشه قادرند به اندازه کافی از دیگران اشکال بگیرند، فرقی نمیکند که طرف مقابل چه کسی باشد، مهم این است آن طور که باید نیست.
3. جذب کسانی میشوند که بالقوه کمال گرا هستند
افراد کمال گرا معمولا به سراغ کسانی میروند که توانایی کمال گرا شدن را داشته باشند. اکثر کمال گرایان طرح به کمال رساندن همسران را نیز دارند.
4. گرایش به ناراحتی و افسردگی دارند

آنها به جای این که از امکاناتی که دارند لذت ببرند، غصه میخورند که چرا در زندگی به حد مطلوب خود نمیرسند و این امر باعث میشود که همیشه تا حدی افسرده باشند.
اگر شما هم مثل خیلیهای دیگر، تمایلات کمالگرایانه دارید، این چند نکته را برای غلبه بر کمال گرایی به کار ببندید:
1. کمال گرایی را تشخیص دهید
اکثر مردم حتی تشخیص نمیدهند که کمالگرا هستند. ممکن است به خودشان بگویند فقط استانداردهایشان بالاست و برای رسیدن به بهترینها تلاش میکنند، اما رسیدن به بهترینها با کمال گرایی تفاوت دارد. برای اینکه بدانید کمالگرا هستید یا نه، به این سؤالات پاسخ دهید:
برای رسیدن به استاندارهایتان دچار مشکل هستید؟
ترس وحشتناکی از شکست خوردن دارید؟
فکر میکنید که اشتباهات مثل میدان مین هستند؟
به خاطر حساسیت زیاد روی کار، آخرین مهلت تحویل کار را از دست میدهید؟
مردم به شما میگویند انتظارات غیرواقعی دارید؟
اعتمادبهنفستان به دستاوردهای شما وابسته است؟
اگر پاسختان به هرکدام از این سؤالات مثبت است، ممکن است در حال دستوپنجه نرم کردن با کمال گرایی باشید و باید آن را جدی بگیرید.
2. یاد بگیرید چطور انتقادپذیر باشید

هیچکس دوست ندارد مورد انتقاد واقع شود، اما بعضی از مردم انتقادپذیرند، یعنی:
آنها برای اینکه چه کسی انتقاد میکند ارزش قائل هستند و این سؤال برایشان پیش میآید که چرا آن شخص انتقاد میکند.
هرچیزی که برای بهبودشان مفید است، تشخیص میدهند و به کار میگیرند.
انتقاداتی را که مفید نیستند، به راحتی دور میریزند.
بقیهی مردم انتقادناپذیرها هستند، یعنی:
احساس میکنند هر انتقادی، بدون توجه به اینکه از طرف چه کسی است، حمله به شخصیت و نظر دادن در مورد ارزش فردی آنهاست.
به جای اینکه سعی کنند از انتقادها چیزی یاد بگیرند، فقط به خاطر اینکه از آنها انتقاد شده احساس بدی دارند. و حتی ممکن است از هدفی که دارند منصرف شوند.
در ذهنشان بارها و بارها به انتقاد پاسخ میدهند.
کمالگرایان در دستهی دوم جا دارند:
انتقاد آنها را نابود میکند. پس برای اینکه از انتقاد فرار کنند، همیشه بیشتر و فراتر از انتظارات ظاهر میشوند. فکرشان این است که آنقدر دقیق باشند که جایی برای انتقاد باقی نماند.
اما میدانید که! هر چقدر هم سعی کنید کارتان را بدون نقص انجام دهید، مردم همیشه راهی برای مخالفت، انتقاد و اشاره به نکاتی برای بهبود کار شما پیدا میکنند. بنابراین، به جای اینکه سعی کنید به هر قیمتی از انتقاد فرار کنید، فکر نمیکنید اگر انتقادپذیر باشید راحتتر است؟
3. تفاوت بین تلاش زیاد و کمال گرایی را بدانید

اینکه میخواهید خودتان را بهتر کنید – چه بخواهید وزن کم کنید، چه بخواهید سرعت دویدنتان را زیاد کنید، چه بخواهید کتابهای بیشتری بخوانید یا سخنرانی عمومی بهتری داشته باشید- خیلی خوب است، اما تلاش زیادِ سالم با کمال گرایی متفاوت است.
برن برون، محقق و نویسندهی آمریکایی تلاش سالم را به عنوان تلاشی برای رسیدن به بهترینها تعریف میکند. یعنی از خودتان راضی هستید و میدانید که میتوانید بهتر بشوید.
از طرف دیگر، کمال گرایی از احساسی میآید که میگوید که هیچچیز به اندازه کافی خوب نیست. کمالگراها فکر میکنند اگر به استاندارد X یا Y برسند، آخرش میتوانند حس خوبی به خودشان داشته باشند.
به بیان دیگر، تلاش سالم یعنی برای خودتان ارزش قائل شوید و سعی کنید از همه پتانسیلهایتان استفاده کنید. کمال گرایی یعنی به خودتان بگویید که برای به اندازه کافی خوب بودن باید به چیز خاصی برسید و با این حرف به خودتان بیاحترامی میکنید.
4. اهداف واقعگرایانه داشته باشید

کمالگراها اهدافی انتخاب میکنند که رسیدن به آن اصلا امکانپذیر نیست. بعد از چند ماه عصبانی و مستأصل میشوند، چون هرچه تلاش میکنند، هدفشان هنوز خارج از دسترس است. راهحل این است که اهداف واقعی تعیین کنید.
اهداف واقعی هم در دسترس نیستند و برای رسیدن به آنها باید کمی تلاش کنید، اما احتمال دستیابی دارند. وقتیکه به یک هدف واقعی رسیدید، یک هدف واقعیِ کمی سختتر انتخاب کنید. همینطور پیش بروید و خیلی زود خواهید دید که چقدر پیشرفت کردهاید.
5. «ضروریها» و «نهچندان ضروریها» را تشخیص دهید

فرض کنید دنبال خانه میگردید. اولین کاری که باید بکنید این است که ویژگیهای «ضروری» را تعیین کنید. مثلا بگویید:
سه اتاق خواب و دو سرویس بهداشتی
آشپزخانهی بزرگ
محله آرام
ناحیه مناسب از نظر مدرسه
نورگیر
حالا ویژگیهای «نهچندان ضروری» را تعیین کنید. مثلا:
شومینه
استخر شنا
حیاط
حالا دو گزینه دارید. یا میتوانید دنبال خانهای باشید که فقط ویژگیهای ضروری را داشته باشد، یا دنبال خانهای بگردید که هم «ضروریها» را داشته باشد، هم «نهچندان ضروریها». آیا حاضرید هزینهی بیشتری بپردازید، هم از نظر وقت و هم قیمت، تا ویژگیهای «نهچندان ضروری» را هم داشته باشید؟
باید پیش از انجام هر کدام از کارهای زیر چند سؤال از خودتان بپرسید:
گزارشی که باید به رئیستان تحویل دهید
انجام دادن یک پروژه برای یک مشتری
کوزهای که برای کلاس سفالگری درست میکنید؛ و …
سوالهایی که لازم است بپرسید اینها هستند: ویژگیهای «ضروری» کدامهاست؟ ویژگیهای «نهچندان ضروری» چطور؟
کمالگراها دوست دارند «غیرضروریها» را در همه کارهایشان وارد کنند، در حالی که اکثر مواقع «ضروریها» کافی هستند.
فقط «نهچندان ضروری»هایی را در کارتان وارد کنید که ارزش وقت گذاشتن داشته باشند و وقت و منابع لازم برای دستیابی به آنها را در اختیار داشته باشید.
6. استاندارهایتان را پایین بیاورید
یکی از مشکلات کمالگراها این است که استاندارهایشان خیلی بالاست. کمی استانداردهایتان را پایین بیاورید. به جای تصمیم برای انجام دادن ۱۰۰ درصدیِ یک کار، به یک تلاش ۹۰ درصدی هم راضی شوید. بعد ببینید چه اتفاقی میافتد:
آسمان به زمین آمد؟
رئیستان از اینکه پروژه به اندازه کافی خوب نیست، ناراحت شد؟
کسی شکایت کرد؟
مشتری ناراضی بود؟
عواقب جبرانناپذیری داشت؟
اگر همه چیز در تلاش ۹۰ درصدی شما خوب بود، سعی کنید استانداردتان را تا ۸۰ درصد پایین بیاورید. باز هم مشکلی وجود نداشت؟ پس باز هم کمی استاندارتان را پایینتر بیاورید.
7. چیزهای جدید را امتحان کنید
کمالگراها ترس وحشتناکی از اشتباه کردن دارند. این باعث میشود که از چیزهای جدید فرار کنند. یادتان باشد، اشتباه کردن است که باعث رشد ما میشود. بهعلاوه، تحمل اشتباهات مؤلفه اصلی خلاقیت و ریسکپذیری است.
یکی از راههای غلبه بر ترس از اشتباه کردن، امتحان کردن چیزهای جدید است. وقتی یک چیز جدید یاد میگیرید با بینقص بودن فاصله زیادی دارید. در واقع نه تنها بینقص نیستید، بلکه کاملا برعکس، اشتباه میکنید، زمین میخورید و حتی همه چیز را خراب میکنید.
وقتی به خودتان اجازه دهید در حوزههایی که تازهکار هستید اشتباه کنید، در تمام جنبههای زندگی احساس راحتتری نسبت به اشتباه کردن خواهید داشت.
8. از هرچیزی که کمال گرایی شما را تقویت میکند فاصله بگیرید
چند وقت پیش از تلویزیون برنامهای پخش میشد که یک خانم زیبا را نشان میداد، این خانم یک جراح مغز و اعصاب نابغه بود. در یکی از بهترین دانشگاههای آمریکا تحصیل کرده بود و به چندین زبان مسلط بود. وقتی نشان داد که دونده ماراتن هم هست، کانال را عوض کردم.
دنیای اطراف ما استانداردهای واقعاً بالایی دارد:
خبرهای تجارت همیشه به ما میگویند خدمات فراتر از عالی بدهید.
تلویزیون و مجلهها پر از افرادی هستند که چهره و تیپ بینقصی دارند.
همه در شبکههای اجتماعی وانمود میکنند که همسر عالی، بچههای عالی، خانهی عالی و شغل بینقصی دارند؛ و تازه همهچیز به همینها هم ختم نمیشود؛ بنابراین باید از تمام محرکهایی که گرایشات کمالگرایانهی شما را تقویت میکنند فاصله بگیرید.
مجلههایی نخوانید که به شما احساس بازنده بودن میدهند.
در شبکههای اجتماعی افرادی را فالو نکنید که همیشه در حال تعریف کردن از زندگی عالیشان هستند.
با افرادی معاشرت نکنید که باعث میشوند احساس کنید هیچ کاری را درست انجام نمیدهید.
در عوض؛
مطالبی بخوانید که به شما روحیه میدهند.
افرادی را اطرافتان نگه دارید که شما را همانطور که هستید پذیرفتهاند و تشویقتان میکنند بهتر هم بشوید.
افرادی را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید که به شما انگیزه و انرژی میدهند.
9. قبول کنید هیچوقت کارتان تمام نمیشود
ممکن است که به وزن دلخواهتان برسید و در شغلتان موفق باشید، اما شریک زندگیتان شغلش را از دست بدهد و رابطه شما تحت استرس ناشی از این موضوع قرار بگیرد. بعد که توانستید رابطهتان را به حالت عادی برگردانید، رئیستان عوض میشود و عادت کردن به شرایط جدید چندان راحت نیست و استعفا میدهید. چند ماه دنبال پیدا کردن کار هستید، وقتی یک کار خیلی خوب پیدا میکنید، میبینید که از وزنتان غافل شده بودید و چند کیلو اضافهوزن پیدا کردهاید.
میبینید؟ زندگی همینطور جریان دارد. حتی اگر بتوانید به جایی برسید که همهچیز کاملا بینقص باشد، تأکید میکنیم: اگر- با اطمینان میتوان گفت: عمر چندان بلندی ندارد. برای غلبه بر کمال گرایی باید قبول کنید که هیچوقت کارتان تمام نمیشود.
10. از سواری لذت ببرید
کمالگراها هیچوقت چشم از مقصد برنمیدارند، چون تنها چیزی که برای آنها اهمیت دارد مقصد است. در واقع آنقدر روی هدف تمرکز کردهاند که یادشان میرود از سواری لذت ببرند.
اگر امروز نتوانستید ۱۰ کیلومتر بدوید، از اینکه ۶ کیلومتر دویدهاید راضی و خوشحال باشید.
اگر هنوز از شغل اصلیتان راضی نیستید، از این که کسبوکار کوچک خودتان روزبهروز در حال رشد است احساس غرور کنید.
در ادامه مقاله نکاتی از کتاب ارزشمند (از شنبه -نویسنده : محمد پیام بهرام پور) درباره اهمال کاری با شما دوستان عزیز به اشتراک می گذاریم ;
داشتن توقع زیاد،مشکلات زیادی ایجاد می کند.اهمال کاری عادتی است که در طول مدت طولانی در ما شکل گرفته بنابراین اگر بخواهیم یکباره آن را از بین ببریم،چیزی شبیه آن قرص های لاغری می شود که می گویند یک دانه بخورید و بیست کیلو لاغر شوید! البته ما می دانیم که فقط باعث از بین رفتن ما خواهد شد.باید این را بدانیم که آنچه در طول زمان مشخصی در ما شکل گرفته و بخشی از شخصیت ما شده است،بعید به نظر می رسد که ظرف مدت کوتاهی در ما تغییر کند.برای همین طبیعی به نظر می رسد که برای تغییر کمی صبور بوده و توقع های نابجا و دور از واقعیت از خودمان نداشته باشیم.و اینکه اجازه ندهید کمال گرایی زندگی شما را خراب کند.
معیارهای افراد کمالگرا بسیار بالاست. آنان معتقدند که همه چیز باید بی نقص و کامل باشد. معمولا زندگی افراد کمالگرا در یک سلسله بایدها و نبایدها خلاصه میشود. آنان تلاش پیوسته و انعطاف ناپذیر دارند تا اینکه همه چیز بدون ایراد باشد. آنان باید در هر کاری به حد کمال برسند و به بهترین شیوه آن را انجام دهند، وگرنه راضی نخواهند شد، بنابراین آنها به منتقدان سرسخت خود تبدیل میشوند. طبیعی است این رفتار در موارد زیادی میتواند به ناامیدی، اضطراب و نگرانی منجر شود که تأثیر منفی بر سلامت روان بر جای میگذارد. از طرفی، این توقعات بیجا و عهدهدارشدن مسئولیتهای سنگین و غیر منطقی، عرصه زندگی را تنگ میکند و نرسیدن به کمال، آنان را دچار افسردگی و احساس گناه میکند. از دیگر ویژگیهای افراد کمالگرا، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
نگرانی زیاد درباره اشتباهات و ترس از داوری منفی دیگران
ناتوان بودن از درخواست کمک از دیگران، حتی نزدیکترین دوستان
ارزیابی سختگیرانه از خود و دیگران
گرایش به اندیشه همه یا هیچ
نیاز شدید به موفقیت، داشتن اهداف بلند پروازانه، جاهطلبانه، مبهم، دست نیافتنی و تلاش افراطی برای رسیدن به این اهداف
داشتن الگوی رفتار اجتنابی، فرار از مسئولیتها و قرار ندادن خود در معرض ارزیابی
عمل به پیشنهادات زیر میتواند به شما در مهار کمالگرایی کمک کند:
ارزشمند بودن خود را در گرو پیشرفتها ندانید
اشتباهات کوچک را بزرگ نکنید و بار و فشار روانی غیر ضروری را تحمل نکنید
سبک تفکر کمالگرایانه خود را شناسایی کنید و بکوشید آن را کنترل کنید
از بکار بردن جملات زیر خودداری کنید:باید بتوانم همه کارها را درست انجام دهم.هر اندازه هم تلاش کنم سودی ندارد.نمیتوانم آن را انجام دهم.نباید اشتباه کنم و…
به جای آن بکوشید جملات زیر را جایگزین کنید و اینها را با خود تکرار کنید:
بیشترین توان خود را بکار خواهم گرفت
از اشتباهات خود درس میگیرم
باید کارها را به بخشهای کوچکتر تقسیم کنم
تمرکز روی جنبههای مثبت داشته باشید و به افکار منفی اجازه ظهور ندهید
روی هدفهای خود کار کنید
هدفها باید به اندازه کافی بالا باشند اما نه آنقدر بالا که نتوان به آنها رسید
در واقع باید آنها را اصلاح کنید و سعی کنید که به جای هدف، از مسیر و فرآیند لذت ببرید
زمان محدود و معینی برای انجام کارها و تکالیف کوچکتر در نظر بگیرید
درصورتی که برای کار خود مهلت انجام کار در نظر نگیرید، آن کار هیچگاه انجام نخواهد شد یا کارها با تأخیر، وسواس و عذاب انجام میشوند
بدانید که اشکالی ندارد که عالی نباشید، همین طور که هستید به اندازه کافی خوب هستید
به تصویر کلی نگاه کنید و کاری را که مورد نیاز است انجام دهید. به این ترتیب شما از گیر کردن در جزییات دوری خواهید کرد.
سعی کنیم بهتر از متوسط باشیم .همین!در این روش کافیست که مرزی بگذاریم و بگوییم که فقط بهتر از متوسط باید باشیم.ولازم نیست تلاش خاصی را انجام بدهیم.
کمالگرایی نتیجه رشد فرد در این خانوادههاست
والدین افراد کمالگرا نیز، افرادی سخت گیر و کمالگیرا هستند که در نتیجه وجود این ویژگی در این خانوادهها، فرزندان آنها نیز افرادی کمالگرا می شوند.
مژگان نیکنام، روانشناس در گفتگو با خبرنگار بهداشت و درمان باشگاه خبرنگاران گفت: کمالگرایی در افراد صفت مثبتی قلمداد نمی شود این ویژگی جزو خصوصیات منفی افراد است و نوع مطلوب کمالگرایی را میتوان پیشرفتگرایی دانست.
وی با اشاره به ویژگیهای افراد کمالگرا افزود: افراد کمالگرا ، افرادی جاهطلب ، رقابتجو و به دنبال شهرت هستند. همچنین ویژگی حسادت نیز در این افراد به چشم میخورد و علاقه به پیشرفت کردن به هر روشی دارند.
این روانشناس ادامه داد: افراد کمالگرا برای رسیدن به اهداف و آرزوهای خود از هر روشی استفاده میکنند و می توان روش های کنترلی برای کنترل این ویژگی مانند تمام صفت دیگر افراد به کار برد. این روشهای کنترلی کمالگرایی فرد را میتواند به حد سازندهای برساند که در آن فرد به یک سطح رقابتی برسد که در آن وی از مسیر رشد، شکوفایی استعدادهایش منحرف نشود.
وی عنوان کرد: والدین افراد کمالگرا نیز افرادی سختگیر و کمالگرا هستند که در نتیجه وجود این ویژگی در این خانوادهها، فرزندان آنها نیز فردی کمالگرا خواهد بود.
آیا کمال گرایی همیشه بد است؟
پاسخ مسلماً خیر است!
مشکل کمال گرایی زمانی است که ما در کارهایی که لازم نیست بسیار دقیق انجام شود این کار را انجام دهیم. مثلاً اگر قرار است خانه را برای مهمان آماده کنید و بیش از اندازه روی آن حساسیت دارید این میتواند یک مشکل باشد در حالی که اگر در تخصص خود که در صنعت هوا فضا است و قصد دارید یک محموله شامل 5 فضانورد را به فضا بفرستید کمال گرایی ضروری باشد.
کمال گرایی بستگی به شرایط دارد که می تواند هم خوب باشد هم بد.
مارک توآین:
من ترجیح می دهم برای کارهایی که انجام دادم حسرت بخورم تا کارهایی که انجام ندادم!
صفات اخلاقی بد یک فرد کمال گرا
افراد کمال گرا، یک سری ویژگی عجیب و غریب دارندکه باعث میشود به موفقیتی نرسند. در ادامه با چند مورد از مهم ترین آن ها آشنا خواهیم شد…
1. ترس از ریسک کردن
یکی از ویژگی های بد افراد کمال گرا همین ترس از ریسک کردن است.
ترس از ریسک کردن، یک چیز کاملاً طبیعی است و اصلاً اگر کسی از ریسک کردن نترسد درست نیست!
اما این که کلاً ریسک را کنار بگذاریم و بخواهیم در منطقه امن خودمان حرکت کنیم، اشتباه بزرگی مرتکب میشویم و آن وقت خودمان، باعث عدم موفقیتمان هستیم. افراد کمال گرا هم دقیقاً همین طور هستند. یعنی فکر میکنند به هیچ وجه نباید ریسک کنند و باید در منطقه امن ذهن خودشان باقی بمانند. همین تفکر اشتباه، اولین عامل عدم موفقیت آنهاست.
2. ترس از انتقاد کردن دیگران

یک نکته عجیبی که گاهی اوقات به ذهنم خطور میکند، این است که چرا وقتی یک نفر از ما انتقاد میکند ناراحت میشویم و اصلاً باب میلمان نیست!
وقتی ما مورد انتقاد قرار میگیریم، نه تنها اتفاق بدی برایمان نمیافتد، بلکه نقاط ضعف اخلاقی و کاری خودمان را میشناسیم و باید از فردی که از ما انتقاد کرده تشکر هم بکنیم.
اما متأسفانه افراد کمال گرا از انتقاد متنفرند. چون میفهمند که کامل نیستند و باید با این واقعیت کنار بیایند. به همین دلیل است که انتقاد از افراد کمال گرا معمولاً منجر به اتفاقات ناخوشایندی میشود.
3.تنبلی و اهمال کاری

جمله جالبی که در رابطه با کمال گرایی هست، این است که میگویند: کمال گرایی همان اهمال کاری است که با کفش های زیبا میآید!
همان طور که گفتم افراد کمال گرا به این بهانه که من هنوز کامل نیستم کاری را شروع نمیکنند و این هم نوعی از تنبلی و اهمال کاری است! در حالی که شاید خودشان هم از این مورد خبر نداشته باشند!
4.کاهش اعتماد به نفس

میتوانم با قدرت بگویم که کمال گرایی دشمن سرسخت اعتماد به نفس است.
دلیلش هم این است که افراد کمال گرا معمولاً کاری را انجام نمیدهند و فکر میکنند هنوز به درجه ای که باید برسند، نرسیدند و نمیتوانند آن کار را انجام دهند و همین دلیل واضحی است که بگوییم کمال گرایی= عدم اعتماد به نفس
شما میتوانید با تقویت اعتماد به نفستان، به نوعی کمال گرایی را هم از بین ببرید چون این دو کاملاً از هم مجزا و در عین حال با یکدیگر مرتبط هستند.
کمال گرایی دشمن اصلی اعتماد به نفس است.
راه های درمان کمال گرایی
حالا زمان آن رسیده که بعد از بیان معنای کمال گرایی و ویژگی های افراد کمال گرا، برویم به سراغ راه های درمان کمال گرایی. با ما همراه باشید تا با 7 تکنیک فوق العاده ای که در ادامه برایتان مطرح میکنیم، این عادت بد را در وجود خودتان از بین ببرید…
1. همیشه لازم نیست کامل باشید
قبول کنید اصلاً لازم نیست همیشه کامل باشید.
باید یه سری مهارت ها و آموزش های لازم برای کاری که میخواهید انجام دهید را فرا بگیرید، بعد با قدرت شروع کنید به کارتان و کم کم کامل شوید.
پس همیشه زود کامل شدن خوب نیست چون سرعت موفقیت ما را پایین میآورد.
2. اهداف واقع گرایانه برای خودتون تعیین کنید
سعی کنید برای خودتان اهدافی تعیین کنید که دست یافتنی باشد. نه اهدافی که حتی کامل ترین فرد روی زمین هم نمیتواند به آن برسد.
یکی از ویژگی های هدف گذاری به شیوه smart هم همین انتخاب اهداف واقع گرایانه است.
پس حواستان به اهدافتان باشد تا با حرکت در مسیر آنها، به موفقیت برسید.
تعیین اهداف دست یافتنی تنها راه رسیدن به موفقیت است.
3. راه ها و فرصت های جدید رو امتحان کنید

امتحان کردن فرصت های جدید، باعث میشود ترس ما از شروع راه ها و کارهای جدید از بین برود.
میشود گفت فقط همین راه، برای از بین بردن کمال گرایی کافی است. چون وقتی ترسی برای شروع نداشته باشی، دیگر دلیلی برای تکرار این عادت بد نیست!
در صورت فعالیت در یک گروه قطعا استانداردهایمان از کمال گرایی کمی پایین می آید و می تواند خیلی به ما کمک کند.
4. برای کارهاتون مهلت انجام تعیین کنید
یک قانون نانوشته ای هست که میگوید:
کار تو اونقدری طول میکشه که تو زمان براش تعیین میکنی!
وقتی مهلت انجام برای کارهامون تعیین کنیم، تمام تلاشمون را میکنیم که دقیقاً رأس آن زمان تعیین شده، کارمان را به اتمام برسانیم. و همین باعث میشود کمال گرایی را کنار بگذاریم تا وقت را از دست ندهیم…
برای درمان کمال گرایی برای خودمان ضرب الاجل تعیین کنیم.ودقیقا رأس ساعت کارمان راتمام کنیم.
5. قانون یک اشتباه در ماه
افراد کمال گرا هیچ گاه کاری را شروع نمیکنند چون دوست دارند ابتدا کامل شوند و بعد آن را شروع کنند تا در حین انجام کار مشکلی برایشان پیش نیاید و یا اشتباهی مرتکب نشوند.
برای جلوگیری از این اتفاق، میتوانید یک قانون برای خودتان وضع کنید. قانونی به اسم یک اشتباه در ماه. یعنی به خودتان بگویید تو حق داری در هر ماه حداقل یک اشتباه مرتکب شوی. این گونه با خیال راحت تری کارها را انجام میدهید و به سراغ شروع کردن فعالیت های جدید میروید.
در واقع مهم ترین گام شما برای این که ذهنتان را متقاعد کند باید کاری را شروع کند، همین قانون یک اشتباه در ماه است…
6. برای خودت تعهد ایجاد کن
قدم بعدی برای اینکه بتوانید کمال گرایی را از بین ببرید، این است که برای خودتان تعهد ایجاد کنید. یعنی بگویید من باید مثلاً تا 5 روز دیگر فلان کار را حتماً انجام دهم. این کار ذهن شما را متعهد میکند تا حتماً آن کار را انجام دهد و تا آن کار به پایان نرسد، پرونده آن در ذهن شما بسته نمیشود.مثلا کتابی که مدتهاست تصمیم گرفتید آن را مطالعه کنید اما به خودتان می گویید یک روز که وقت کردم همه کتاب را می خوانم ،اما اگر برای خود تعهد ایجاد کنید طی چند روز بالاخره موفق به خواندن کتاب خواهید شد. وقتی کاری را انجام دادیم برای خودمان جایزه تعیین کنیم ،این جایزه می تواند دعوت کردن خودمان به بستنی،رفتن به سینما یا گوش کردن به آهنگ مورد علاقه مان باشد.
7. چابک باشید
تصور کنید شما یک هفته برای درست کردن یک پاورپوینت وقت دارید. خودتان را قانع کنید که یک هفته نه، بلکه فقط دو روز وقت دارید. در آن دو روز حتماً آن کار را انجام دهید. بعد دو روز شما پنج روز دیگر وقت دارید که آن کار را کامل کنید. همین طور برای خودتان زمان بگذارید و هربار کارتان را کامل تر کنید. این گونه پس از پایان روز هفتم، یک کار کامل و جامع دارید. دقیقاً همان طوری که میخواستید…
پایان کمال گرایی
چند روز به این فکر می کردم که مقاله درباره چه موضوعی بنویسم ،بالاخره تصمیم گرفتم درباره کمال گرایی بنویسم، شروع به نوشتن کردم اما با یک مشکل مواجه شدم نمیدونستم چه اسمی برای مقاله انتخاب کنم که هم محتوای مقاله رو نشون بده هم تیتر جذابی داشته باشه ..خیلی فکر کردم چند بار متن مقاله رو عوض کردم،سرچ کردم ،کتاب خوندم.. اما بازم نتونستم عنوان دلخواهمو پیدا کنم .. یکدفعه به خودم اومدم دیدم که دچار کمال گرایی شدم .. و تصمیم گرفتم بدون عنوان خاصی مقاله رو انتشار بدم. اگه شما هم موقع انجام کارهاتون دچار کمال گرایی شدین لطفا باما به اشتراک بگذارید.
برای دوستان عزیزم آرزو می کنم اگه در دام کمال گرایی گرفتار شدید هر چه زودتر از این دام رهایی پیدا کنید تا به موفقیت دست پیدا کنید.


