برای اینکه بدانیم چگونه تصمیم بگیریم باید روشهای تصمیمگیری را بشناسیم چون همهی ما مجبوریم برای مسائل سادهای مثل نهار ظهر یا مسائل مهمتری نظیر رشته تحصیلی ،ازدواج، مشكلاتي كه با همسر یا رئيس خود داريم تصمیماتی بگیریم، اما اغلب تصور میکنیم تصمیمگیری کار مشکلی است. همه ما روش های خاصی برای تصمیمگیری داریم مثلا مشورت، جمعآوری اطلاعات مناسب و …
تصمیم ها مسیر زندگی ما را عوض می کنند و به همین خاطر است که اهمیت زیادی دارند. یک تصمیم درست می تواند ما را به اوج برساند و یک تصمیم غلط می تواند تمام تلاش هایمان را بر باد دهد. اگر دوست دارید در زندگی تان تصمیم های درستی بگیرید و احتمال اشتباه کردن را تا حد زیادی کم کنید، بد نیست نگاهی به نتایج تحقیقات علمی انجام شده در حوزه روان شناسی بیندازید و از آنها استفاده کنید.
تصمیم گیری مناسب در ارتباط با امور مهم زندگی همچون ازدواج، خرید خانه، مهاجرت،کار و غیره، همواره ما را با مشقت فراوانی رو به رو می كند و گاه ما را به شدت در اندیشه خود غوطه ور می سازد.
براي رسيدن به اهداف خودمان بايد بهترين تصميمات را بگيريم. هرچند هوشمندانه نباشد. در واقع ، همگي ما تجربه هایی از تصميمگيرهاي غلط داريم كه به بازتاب های ناخوشايندي منتهي شده است.
برخي از تصميمات غلط درباره موضوعات، كم اهميت ، و بازتاب آن چندان جدي نبوده يا زياد طول نميكشد؛ ولي تصميمات مهمي در زندگي وجود دارد كه اگر غلط انجام شود بازتاب بد آن تا آخر عمر باقي خواهد ماند.
شما نباید هر فرصتی که سر راهتان قرار می گیرد را امتحان کنید، بلکه باید به دنبال فرصت مناسب باشید.
تصمیمگیری مؤثر

تصمیمات، چه در سطح فردی و چه سازمانی، باید قابلیت پیادهسازی داشته باشند. بنابراین باید نسبت به تصمیم خود، شخصاً متعهد بوده و قادر باشید دیگران را نیز نسبت به مزایای آن متقاعد سازید.
بنابراین یک فرآیند مؤثر تصمیمگیری باید تضمین کند که شما قادر به پیادهسازی آن هستید.
چه چیزی میتواند مانع تصمیم گیری مؤثر شود؟
مشکلاتی وجود دارند که میتوانند مانع تصمیمگیری مؤثر شوند. این مشکلات عبارتاند از:
۱٫ اطلاعات ناکافی
درصورتیکه اطلاعات کافی در اختیار ندارید، مانند این است که بدون پایه و اساس تصمیم میگیرید.
زمانی را به جمعآوری دادههای ضروری اختصاص دهید، حتی اگر زمان بسیار کم است. در صورت لزوم، جمعآوری اطلاعات را با شناسایی اطلاعاتی که از همه مهمتر هستند اولویتبندی کنید.
۲٫ اطلاعات بسیار زیاد

برخلاف مشکل قبل، مشکلی که اغلب مشاهده میشود داشتن اطلاعات ضدونقیض زیاد است که درک شرایط و تمرکز را غیرممکن میسازد.
گاهی اوقات چنین حالتی فلج تحلیلی (analysis paralysis) نامیده میشود که گاهی توسط افراد درگیر در تصمیمگیری بهعنوان راهی برای به تأخیر انداختن تصمیمگیریهای سازمانی استفاده میشود، در چنین شرایطی افراد قبل از اینکه بتوانند تصمیمگیری کنند، تقاضای اطلاعات بیشتری میکنند.
اغلب با گرد هم آوری افراد برای تصمیمگیری در مورد اینکه واقعاً چه اطلاعاتی و چرا مهم هستند و با تعیین بازهی زمانی مشخص برای تصمیمگیری این مشکل میتواند حل شود که میتوان آن را بهعنوان مرحلهی جمعآوری اطلاعات در نظر گرفت.
۳٫ افراد بسیار زیاد
تصمیمگیری دستهجمعی بسیار دشوار است. هرکسی دیدگاهها و ارزشهای خودش را دارد. بااینکه مهم است بدانیم که این دیدگاهها چه هستند و چرا و به چه اندازه مهم هستند، اما ممکن است لازم باشد یک نفر مسئولیت تصمیمگیری را بر عهده بگیرد. گاهی اوقات، هر تصمیمی که گرفته شود بهتر از این است که تصمیمی گرفته نشود.
۴٫ منافع فردی
اغلب فرآیندهای تصمیمگیری تحت تأثیر منافع فردی قرار میگیرند. این منافع اغلب بهصورت آشکارا بیان نمیشوند اما میتوانند یک مانع مهم باشند. به این دلیل که این منافع آشکارا بیان نمیشوند شناسایی و بنابراین حلوفصل آنها دشوار است، اما گاهی اوقات این امر با بررسی آنها با یک فرد خارج از فرآیند اما در یک موقعیت مشابه، امکانپذیر میشود.
۵٫ وابستگیهای احساسی
مردم اغلب به وضعیت موجود وابسته میشوند. تصمیمات معمولاً تغییری را به دنبال دارند و ازنظر بسیاری از افراد، تغییر، یک فرآیند دشوار است.مثلا اگر بخواهیم تصمیم بگیریم که از فرداصبح یک ساعت زودتربیدار شویم ،چند دقیقه ای نرمش کنیم و بعد صبحانه بخوریم و به سر کارمان برویم چند روز اول بسیار برایمان سخت است و حتی ممکن است بعد از چند روز از این تصمیم منصرف شویم.
۶٫ عدم وابستگی احساسی
گاهی اوقات تصمیمگیری به این دلیل سخت میشود که برای شما اهمیتی ندارد که چه تصمیمی گرفتهشده و چه اقدامی اتخاذ شود. در چنین مواردی، یک فرآیند تصمیمگیری ساختاریافته میتواند با شناسایی مزایا و معایب واقعی اقدامات خاص که شاید قبلاً به آنها فکر نکرده بودید، به شما کمک کند.
میتوان با استفاده از یک فرآیند تصمیمگیری ساختاریافته به بسیاری از این مشکلات غلبه کرد. این کار به موارد زیر کمک خواهد کرد:
- تبدیل تصمیمات پیچیده به چند مرحلهی سادهتر؛
- مشاهدهی اینکه هر تصمیم چگونه گرفته میشود؛
- برنامهریزی کردن تصمیمگیری برای رسیدن به اهداف تعیینشده.
روشهای مختلف بسیاری برای تصمیمگیری وجود دارند، از یک سری اصول ساده گرفته تا رویههای بسیار پیچیده. روش مورداستفاده به ماهیت تصمیمی که گرفته میشود و میزان پیچیدگی آن بستگی دارد.
کسب مهارت در تصمیم گیری یکی از المانهای مهم توسعه فردی برای تمامی افراد است.
به خاطر داشته باشیم که گاهی هزینه های تصمیم نگرفتن بیشتر از هزینه های یک تصمیم اشتباه است
مراحل تصمیمگیری

تصمیمگیری مراحلی دارد که اگر رعایت شود در لحظه بهترین تصمیم را گرفتهاید. البته مغز انسان با کسب تجربههای گوناگون در زندگی تکامل پیدا میکند و برای همین است که پس از گذشت مدتی، وقتی به گذشته و تصمیمهایمان فکر میکنیم با خود میگوییم که چرا چنین تصمیمی گرفتهایم و میتوانستیم تصمیم بهتری بگیریم. اما چیزی که مهم است این است که در لحظه تصمیمگیری بهترین تصمیم ممکن را بگیریم و پس از آن هرچه پیش آید دیگر مهم نیست و نباید ذهن خود را درگیر آن کنیم، فقط همیشه سعی میکنیم بهترین تصمیم ممکن را در زمان حال بگیریم و از تصمیمهای اشتباه تجربه کسب کنیم.
از آنجا که انسان در هنگام تصمیمگیری، ترجیح میدهد سریع تصمیم بگیرد، درنتیجه بسیاری از تصمیمها بر اساس احساسات در لحظه و پیش زمینه ذهنی است. در نتیجه یکی از راه حلهای مؤثر جهت بهترین تصمیمگیری این است که چند لحظهای با خود در رابطه با آن موضوع فکر کنیم. جوانب آن رابررسی کنیم و از تصمیمگیری سریع بپرهیزیم. برای مثال سری بعد که خواستید غذای پر کالری مصرف کنید به جای درگیر شدن در کشمکش همیشگی جلوگیری از غذا خوردن و یا غذا خوردن، چند لحظه به این فکر کنید که چه احساسی دارید و چرا میخواهید چنین غذای پرکالری مصرف کنید. ممکن است در اوایل شروع این روند، نتیجه آنچنان متفاوتی نگیرید ولی به مرور ذهن شما به آگاهی درست دست مییابد و به این نتیجه میرسد که نیازی به خوردن این غذا وجود ندارد در نتیجه از خوردن غذای بیهوده پشیمان میشوید.
زمانی وجود دارد که نیاز به تصمیمگیریهای اساسی دارید و با تصمیم های سریع مواجه نیستید اما از تصمیم خود مطمئن نیستید و نمیدانید شرایط اصولی تصمیمگیری چیست و چگونه باید به تصمیم خود مطمئن شوید. در این مواقع باید شرایط خود را مشخص کنید برای مثال در چه وضعیتی قرار دارید و یا تأثیر تصمیم شما بر کار، روابط، زندگی و تحصیل چگونه خواهد بود سپس گزینههای موجود جهت تصمیم را بنویسید و آنها را بررسی کنید. معایب و مزایا هر کدام را مشخص کنید و بهترین گزینه را انتخاب کنید سپس مسیر راه برای تصمیم انتخابی را مشخص کنید و در نهایت با اقتدار به تصمیم خود عمل کنید. نگران اشتباههای احتمالی نباشید زیرا شما بهترین تصمیمتان را انتخاب کردهاید.
راهکارهای تقویت مهارت تصمیم گیری
تصمیمگیری برای حل مسئلههای مختلف به دو صورت فردی و گروهی انجام میشود. در تصمیمگیری فردی تنها یک نفر برای حل مسئله تصمیمگیری میکند؛ اما در تصمیم گیری گروهی دو یا چند نفر برای حل مشکل تصمیم گیری میکنند. در ادامه به ارائه راهکارهای تقویت تصمیمگیریهای فردی و گروهی میپردازیم.
1- راهکارهای تقویت تصمیم گیری فردی
۱- هزینه و سود تصمیم گیری خود را برآورد کنید: سعی کنید جنبههای مثبت و منفی تصمیمگیری خود را پیدا کنید. این به معنای وسواس زیاد در تصمیم گیری نیست؛ اما باعث میشود با دقت بیشتری تصمیمگیری کنید.مثلا وقتی می خواهید کسب و کاری راه اندازی کنید باید همه جوانب را در نظر بگیرید.
۲-گزینههای خود را محدود کنید: اگر بتوانید گزینههای موردنظر برای تصمیمگیری را به حداقل برسانید، انتخاب و تصمیمگیری برای شما راحتتر خواهد بود.
۳- میزان اهمیت تصمیم خود را در نظر بگیرید: زمانی که متوجه شوید تصمیمگیری درباره موضوعی تا چه اندازه در زندگی شما و دیگران تاثیر دارد، تلاش میکنید تا احتمال خطا در تصمیمگیری را کاهش دهید.
۴- زمان خود را صرف موضوعات فرعی نکنید: برای هر تصمیمگیری، به میزان اهمیت آن موضوع وقت صرف کنید. اگر موضوعی که میخواهید برای آن تصمیم گیری کنید در زندگی شما و دیگران اهمیت زیادی ندارد، زمان زیادی برای آن صرف نکنید.
۵- درباره موضوع تصمیم گیری خود تحقیق کنید: برای مثال اگر میخواهید تلفنهمراه بخرید اما در تصمیم گیری برای آن مشکل دارید، ابتدا درباره آن تحقیق کنید و پرسش و پاسخ کاربرانی که از این تلفنهمراه خریداری کردهاند را مطالعه کنید.
۶- از افراد با تجربه کمک بگیرید: در بسیاری از مواقع کمک گرفتن از افرادی که تجربه زیادی درباره مشکل شما دارند، به شما کمک میکند تا تصمیمگیری درستی داشته باشید.
۷- برای بدترین شرایط برنامهریزی کنید: سعی کنید بدترین حالت ممکن را درنظر بگیرید و برای روبهرو شدن با آن آماده شوید. اگر خطرات احتمالی را که از تصمیمگیری اشتباه به وجود میآیند شناسایی کنید، با دقت بیشتری تصمیمگیری خواهید کرد.
۸- زیاد به اشتباهات گذشته خود فکر نکنید: غرق شدن در اشتباهات گذشته یک مانع بسیار بزرگ برای تصمیمگیری است. اگر بخواهید با ناراحتیها و پشیمانیهایی که در گذشته برای شما به وجود آمده است زندگی کنید، هیچگاه نمیتوانید تصمیمگیری درستی برای آینده خود داشته باشید.

2- راهکارهای تقویت تصمیم گیری گروهی
اگر به صورت گروهی تصمیمگیری میکنید، ترفندهای زیر به شما کمک میکنند تا تصمیمگیریهای درستی داشته باشید.
۱- مهارت مدیریت مناقشات را یاد بگیرید: تصمیم گیریهای گروهی بسیار سخت هستند؛ زیرا اعضای گروه نظرهای متفاوتی دارند و احتمال ایجاد بحث و مجادله زیاد است. بنابراین شما به عنوان تصمیمگیرنده نهایی باید بتوانید این اختلافات را مدیریت کنید و در نهایت تصمیمی را بگیرید که مورد رضایت اکثر افراد است.
۲- دوراندیش باشید: قبل از اینکه بخواهید به صورت گروهی تصمیمگیری کنید بهتر است دوراندیش باشید و درباره جزئیات آن مذاکره کنید. این کار باعث میشود که مهارت تصمیم گیری افراد بیشتر شود و اختلافات بین اعضای گروه کاهش یابد.
۳- امور مختلف را کنترل کنید: زمانی که بحث و اختلاف بین اعضای گروه زیاد میشود و آنها به هیچ عنوان تصمیمهای طرف مقابل خود را قبول نمیکنند، باید بتوانید کنترل امور را به دست بگیرید و بدون هدر دادن زمان تصمیم گیری کنید.
۴- روی اشتباهات تمرکز نکنید: بزرگترین مانع برای تصمیمگیری، سرزنش افراد بهعلت اشتباهات گذشته آنها است. تمرکز کردن روی اشتباهاتی که افراد گروه در گذشته انجام دادهاند باعث میشود توانایی تصمیمگیری صحیحی نداشته باشید.
موانع تصمیمگیری موثر

۱- اطلاعات ناکافی
اگر اطلاعات کافی دربارهی موضوعی نداشته باشید تصمیمی که میگیرید بیاساس است. برای کسب اطلاعات دربارهی تصمیمتان زمان صرف کنید. اطلاعاتی که جمع میکنید را اولویتبندی کنید یعنی به دنبال مهمترین اطلاعات باشید.
۲- اطلاعات بیش از حد
اطلاعات متناقض و بیش ازحد، تصمیمگیری را سخت میکند. این فرآیند«فلج موشکافی» نام دارد و گاهی به عنوان تاکتیکی برای به تعویق انداختن تصمیمات سازمانی که به اطلاعات بیشتری نیاز دارند، استفاده میشود.
۳- تعداد زیاد افراد
تصمیمگیری به صورتی گروهی سخت است زیرا هرکس دیدگاه و معیارهای خود را دارد. در حالیکه همهی این نظرات، دلیل و اهمیت آنها را باید بدانیم، یک نفر باید مسئولیت تصمیمگیری را برعهده بگیرد.
۴- منافع مشخص
اغلب فرآیند تصمیمگیری براساس منافع مشخصی است و این منافع معمولا آشکارا بیان نمیشوند اما ممکن است مانعی جدی باشند. به دلیل اینکه این منافع آشکارا بیان نمیشوند شناسایی و توجه به آنها در تصمیمگیری سخت است. گاهی با فردی خارج از فرآیند تصمیمگیری ولی در شرایط مشابه، برای شناخت و بررسی این منافع مشورت کنید.
۵- دلبستگی عاطفی داشتن
مردم معمولا به وضعیتی که دارند راضی هستند ولی تصمیمات ممکن است باعث تغییراتی شوند؛ بنابراین تصمیمگیری برای بعضی افراد سخت است. اما فراموش نکنید تصمیم نگرفتن، خود یک تصمیم است.
۶- دلبستگی عاطفی نداشتن
گاهی تصمیمگیری سخت است زیرا هیچ کدام از گزینهها برایتان اهمیتی ندارد ولی در این موارد تصمیمگیری اصولی بسیار کمککننده است. با تصمیمگیری اصولی به نکاتی پی میبرید که قبلاً به آنها فکر نمیکردید. تصمیمگیری اصولی به این موارد کمک میکند:
- با ایجاد مراحل سادهتر، پیچیدگی تصمیمگیری را کم میکند.
- با توجه به زمان، برای تصمیمگیری برنامهریزی میکند.
تصمیمگیری یعنی اینکه بتوانیم از بین دو یا چند راه برای حل یک مسئله، بهترین و درست ترین راه را انتخاب کنیم. تصمیمگیری ممکن است براساس منطق، احساس یا ترکیبی از این دو باشد.
در ادامه مقاله از کتاب ارزشمند « از شنبه نویسنده محمد پیام بهرام پور» مطالبی را با شما دوستان عزیز به اشتراک می گذاریم:
چرا در تصمیم گیری مشکل داریم؟
شاید پاسخ به این سؤال که چرا در تصمیم گیری مشکل داریم، تا حد زیادی بتوانید دید مناسبی به ما بدهد. به نظر من حداقل سه دلیل وجود دارد که ما در تصمیم گیری دچار مشکل می شویم:
بلد نیستیم
اولین موضوع این است که به درستی نمی توانیم چطور باید تصمیم بگیریم ! تصمیم گیری مهارت ها و روش هایی دارد که ما باید با آنها آشنا شویم.
ما معمولا وقتی انجام کاری را بلد نباشیم و مهارت کافی در انجام آن نداشته باشیم،دچار مشکل می شویم و از انجام آن دست می کشیم.
اما این تنها دلیل برای مشکل در تصمیم گیری نیست!دو دلیل دیگر نیز وجود دارد که ما را دچار اختلال در تصمیم گیری می کند.
از تصمیم می ترسیم
یکی از دلایل بسیار مهم در مورد اینکه چرا ما تصمیم نمی گیریم ،این است که بسیاری از ما از تصمیم گرفتن می ترسیم .زیرا می دانیم که برای هر تصمیمی باید بهایی بپردازیم.برای مثال وقتی من تصمیم بگیرم که می خواهم رژیم بگیرم ،می دانم که برای این تصمیم باید بهایی بپردازم و این بها در حقیقت همان خودداری از غذا خوردن است.
بنابراین،بسیاری از ما ترجیح می دهیم که تصمیم نگیریم و به جای اینکه برای خودمان مشخص کنیم که یا رژیم بگیریم یا نگیریم،تکلیفمان را روشن نمی کنیم و نه از غذا خوردن لذت می بریم و نه رژیم می گیریم تا نتیجه ای برایمان داشته باشد!
همه را با هم می خواهیم
دلیل بعدی این است که ما همه چیز را با همدیگر می خواهیم !مثلا می خواهیم که از همین امروز روزی 8 ساعت تفریح کنیم و در عین حال روز به روز ثروتمند تر نیز بشویم.
نکته مهم این است که باید این را بپذیریم که موفق شدن در هر زمینه ای بهایی دارد و شاید امکان پذیر نباشد که ما همه چیز را با هم داشته باشیم و باید خواسته های خود را اولویت بندی کنیم.
استفاده از جدول SWOT

یکی از ابزارهای مدیریتی بسیار خوب ،استفاده از جدول SWOT است . اصلا از نام آن نترسید . می توانید آن را « سوآت » یا « اس دبلیو او تی » بخوانید.
شما با این جدول می توانید برای هر تصمیم و هر کاری نقاط ضعف و قوت ، و تهدید ها و فرصت ها را بنویسید. اجازه دهید این موضوع را با یک مثال عملی برای شما تشریح کنم . فرض کنید می خواهیم یک رستوران راه بیاندازیم .در اینجا باید هر کدام از این چهار مورد را تکمیل کنیم :
نقاط ضعف : سرمایه من کم است . نیروی انسانی خوب ندارم . در این زمینه تجربه ای ندارم.
نقاط قوت : توان بازاریابی خوبی دارم.
فرصت ها : مکان رستوران در نزدیکی یک دانشگاه است.
تهدیدها: ماه مبارک رمضان نزدیک است.
معمولا فروش رستوران ها در ماه مبارک رمضان کاهش می یابد. ولی اگر آن را در جدول بنویسیم و برایش برنامه ای داشته باشیم،ممکن است به یک فرصت بسیار عالی تبدیل شود که اتفاقا فروش نیز افزایش پیدا کند.مثلا اگر بتوانیم در این شرایط ،خدمات افطاری ارائه کنیم،می توانیم موفقیت های زیادی به دست بیاوریم.
با تصمیم های کوچک شروع کنید
یکی از ایده های قدرتمند این است که با تصمیم های کوچک شروع کنیم.یعنی شاید خیلی راحت نباشد که با تصمیم های خیلی بزرگ کار کنیم،زیرا تصمیم گرفتن هزینه بر است و ممکن است که از پس آن بر نیاییم،اما اگر با تصمیم های کوچک آغاز کنیم ،می توانیم گام به گام مهارت های تصمیم گیری خود را تقویت و کار را آغاز کنیم.
از اصلی ترین نکات در تصمیم گیری این است که اول بدانیم می خواهیم به کجا برسیم. بعد از آن می توانیم تصمیم بگیریم.
تصمیم ما درست است یا اشتباه؟

همه ما در شرایطی بودهایم که تصمیمی گرفتهایم و پس از مدتی یا حتی پس از چند ساعت یا چند دقیقه از تصمیم خود پشیمان شده و در کشمکش بین درست بودن یا نادرست بودن تصمیممان گرفتار شدهایم. برای مثال تصمیم میگیریم لباسی را برای مهمانی که امشب به آن دعوت شدهایم بپوشیم اما پس از حضور در مهمانی از انتخاب و تصمیم خود پشیمان میشویم و درگیری ذهنی بین تصمیم درست و نادرست ما را راحت نمیگذارد. نکته اینجاست که چه باید کرد؟ اگر میشد زمان را به عقب برگرداند، چه تصمیمی میگرفتیم؟ تصمیم ما در انتخاب لباس تغییر میکرد یا نه؟ بسیاری از انسانها با برگشت به عقب هم دوباره همان تصمیم را میگیرند و انتخاب و تصمیم بهتری نمیگیرند. واقعیت این است که هنگام انتخاب و تصمیمگیری موضوع را همه جانبه بررسی نکرده و یک تصمیم سریع و آنی گرفته شدهاست. هنگامی که از انتخاب و تصمیم خود پشیمان و ناراحت هستیم به این علت است که شرایط را کامل بررسی نکرده بودیم. البته گاهی اوقات شکی که به تصمیم خود پیدا میکنیم به دلیل وسواس بیش از حد نیز میتواند باشد. برای مثال تصور کنید در شرایطی تصمیمی گرفته شده و شما به آن اطمینان کامل داشتهاید اما پس از گذشت مدتی متوجه تصمیم نادرست خود میشوید، در این مواقع چه باید کرد؟ تنها نکتهای که در اینجا تاثیرگذار است مدیریت ذهن است. همیشه هنگام تصمیمگیری سعی کنید بهترین تصمیم خود را که مراحل آن در ادامه بیان میشود بگیرد اما پس از تصمیمگیری هیچ گاه خود را اذیت نکنید و به گذشته فکر نکنید که چرا چنین تصمیمی گرفتم و ای کاش تصمیم بهتری میگرفتم. سعی کنید با تکنیکهای مدیریت ذهن، ذهن خود را آرام کنید و به گذشته فکر نکنید زیرا هیچ فایدهای ندارد. فقط سعی کنید از آن تصمیم تجربه کسب کنید و در تصمیمگیری های آینده از آن تجربهها استفاده کنید.
در حالی که تصمیمات خوب به فرصت ها و منافع تازه تر منتهی می شوند، تصمیم های بد اغلب مشکلات جدی را در پی دارند. اگر نمی خواهید افسوس بخورید، باید با شرایط و عواملی که منجر به تصمیم گیری های ضعیف می شوند، آشنا شوید تا بتوانید در آینده از آنها پیشگیری کنید.
«کاش این رو قبلا می دونستم.» جمله ای است که اغلب ما زمانی که می فهمیم تصمیم اشتباهی گرفته ایم به زبان می آوریم. اگر می دانستیم کدام عوامل منجر به تصمیم گیری های بد می شوند، بهتر می توانستیم تصمیمات دقیق بگیریم و این امر کمک می کرد تا دور تصمیم گیری های اشتباه را خط بکشیم و به نفع تصمیمات خوب رأی بدهیم.
آگاهی از اینکه دقیقا چه چیزی ما را وادار به تصمیم گیری های اشتباه می کند، کمک می کند تا احساسات و افکارمان را در مسیر درستی هدایت کنیم.
اشتباهات تصمیمگیری
برخی عوامل هنگام تصمیمگیری باعث میشوند که ما نتوانیم درست و منطقی فکر کنیم و تصمیمگیری صحیح و به موقعی نداشته باشیم؛ این عوامل عبارتاند از:
۱- ترس
یکی از عواملی که باعث میشود افراد از تصمیمگیری فراری باشند، ترس از تصمیم گیری است. ترس از تصمیمگیری باعث میشود توانایی تشخیص و انتخاب راهحل صحیح را نداشته باشیم. بسیاری از افراد برای فرار از تصمیم گیریهای بزرگ، تصمیمهای کوچک و سطحی میگیرند که باعث میشود در آینده نیز پشیمان شوند.
۲- ارزیابی و تحلیل بیش از اندازه
اگر از افرادی هستید که برای حل یک مسئله بیش از اندازه به آن فکر میکنید، به احتمال زیاد هنگام برخورد با مشکلات بزرگتر نیز دیرتر به نتیجه میرسید. شما به عنوان یک انسان میتوانید خود را متقاعد کنید و با تجزیه و تحلیل نادرست اطلاعات، در مسیر اشتباهی قرار بگیرید؛ در نتیجه این ویژگی باعث میشود که تصمیمگیریهای نادرستی داشته باشید. برای جلوگیری از تصمیمگیری اشتباه، از تحلیل کردن بیش از اندازه بپرهیزید.
۳- اعتمادبهنفس پایین
گاهیاوقات متوجه تواناییهای خود نمیشویم و تصور میکنیم که سایر افراد در مواقع حساس، بهتر از ما تصمیم گیری میکنند؛ این مسئله باعث میشود تا پیشرفتی نداشته باشیم. برای رسیدن به موفقیت، خود را باور داشته باشید؛ تمام نقاط قوت و نقاط ضعف خود را شناسایی کنید؛ روی نقاط قوت خود سرمایهگذاری کنید و ضعف های خود را شناسایی کنید. شناسایی ضعفها و محدودیتها باعث میشود که تصمیم گیریهای صحیحی داشته باشید و با شجاعت به سمت اهداف خود گام بردارید.
۴- شک و تردید
شک و تردید بیصدا وارد قلب افراد میشوند و آنها را به انسانهای ترسو تبدیل میکند. شک و تردید باعث میشوند نگران عواملی باشید که اهمیت زیادی ندارند؛ برای مثال باعث میشود همیشه این سؤال را بپرسید که اگر تصمیمی که میگیرم درست نباشد چه اتفاقی میافتد.
۵- تنبلی و راحتطلبی
همه افراد دوست دارند در رفاه و آسایش باشند و به خود زحمت فکر کردن ندهند؛ معمولا افرادی که از روی تنبلی و راحتطلبی تصمیمگیری میکنند، همه راهحلها را در نظر نمیگیرند و فقط به راحتترین راهحل فکر میکنند. بهتر است برای داشتن تصمیم گیری درست و پیشرفت در زندگی، از روی تنبلی و راحتطلبی تصمیمگیری نکنید.
۶- عجله کردن
زمانی که با عجله تصمیمگیری میکنید، تمرکز زیادی ندارید؛ در این حالت بهتر است ذهن خود را آرام کنید و با دور شدن از مشغولیتها با تمرکز بیشتری تصمیمگیری کنید. عجله کردن باعث میشود شما همه راهحلها را پیدا نکنید و حتی تصمیم گیری اشتباهی داشته باشید.
۷- بی تجربه بودن
یکی دیگر از عوامل تصمیم گیریهای نادرست، بیتجربه بودن است. برخی والدین با وسواس زیادی برای فرزندان خود برنامهریزی میکنند و این مسئله باعث میشود فرزندان در آینده نیز تجربه کافی و لازم برای تصمیمگیریهای درست و بهموقع نداشته باشند.
۸- نظرسنجی از افراد زیاد
برای تصمیمگیری، مشورت کردن با افراد آگاه کار بسیار خوبی است؛ اما اگر از هر کسی نظرخواهی کنید، راه حلهای زیاد و متفاوت شما را سردرگم میکنند و با درگیر کردن ذهن شما باعث ایجاد شک و تردید در تصمیمگیری میشوند. پس بهتر است برای نظرسنجی به سراغ افراد کمتر اما با تجربه بالاتر بروید.
۹- نداشتن اطلاعات کافی
گاهی اوقات نداشتن اطلاعات کافی باعث تصمیم گیریهای اشتباه و پشیمانی میشود. بهتر است برای تصمیمگیری صحیح، درباره موضوع مورد نظر بیشتر تحقیق کنید و کتابهای بیشتری مطالعه کنید تا با استفاده از آنها راهحلهای منطقی پیدا کنید.
۱۰- سماجت
سماجت یکی دیگر از عوامل تردید در تصمیم گیریها است که باعث میشود متوجه راه حلهای درستتر و منطقیتر نشوید. سماجت زیاد باعث میشود که منطق خود را از دست دهید و به جای موارد مهم روی چیزهایی تمرکز کنید که اهمیت زیادی ندارند.
اصول زیر را به خاطر داشته باشید
بایدها
- به شهود خود اطمینان کنید
- برای آرامش ذهن خود از گروهی از افراد مشاور مشورت بگیرید.
- زمانی را برای بازبینی تصمیم ها در نظر بگیرید تا از نگرانی تان نسبت به زمان حال جلوگیری کند.
نبایدها
- این که برای هر موضوع کوچکی نگران باشید. تشخیص دهید که چه زمانی تصمیم ها کمترین ریسک را دارد.
- این که فرض کنید تصمیم دائمی است. شما می توانید بعدا تغییرات را لحاظ کنید.
- این که وقتی تصمیم بعدی خود را می گیرید، به صورت خودکار به آنچه که احساس راحتی می کنید رجوع کنید.
اگر تا اینجا بدون اینکه به راه حلی دست پیدا کنید پیش آمده باشید یعنی تصمیمتان بسیار سخت است. همچنین می تواند به این دلیل باشد که اهداف متناقضی هم دارید باید به طور جدی بین آنها سبک و سنگین کنید.
همانطور که ممکن است انتظار داشته اید، اینکار به هیچ وجه آسان نیست. انتخاب بین اهداف بی ارتباط مثل این می ماند که سیب را با پرتقال مقایسه کنید. با این استثنا که برحسب تعداد اهدافتان، مثل این می ماند که سیب را با پرتقال و فیل و پودر ماشین لباسشویی بخواهید مقایسه کنید.
پس قبل از هر چیز وقت بسیار خوبی است که اهدافتان را دوباره بررسی کنید و سعی کنید با تکیه بر اطلاعاتی که تا اینجا جمع کرده اید، به طریقی آنها را ساده تر کنید. اگر باز هم کافی نبود و تصمیم برایتان مشخص نشده بود و نتوانستید با سبک سنگین کردن ذهنی به تصمیمتان برسید، نیاز به یک رویکرد سیستماتیک برای سبک سنگین کردنتان دارید.
در چنین رویکردهایی شما نتایج را از هم جدا می کنید و به جای مقایسه هر گزینه با بقیه هرکدام را جداگانه سبک و سنگین می کنید.
حرف آخر
زندگی ما پر از تصمیم گیری های مهم است که هر کدام می تواند مسیر زندگی ما را تغییر دهد.
تصمیم ها مسیر زندگی ما را عوض می کنند و به همین خاطر است که اهمیت زیادی دارند. یک تصمیم درست می تواند ما را به اوج برساند و یک تصمیم غلط می تواند تمام تلاش هایمان را بر باد دهد.
امیدوارم شما دوستان عزیز همیشه بهترین تصمیم ها را در زندگی خود بگیرید و این تصمیم ها باعث رشد و پیشرفت شما در زندگی و کسب و کارتان شود.



خیلی ممنون از مطالب خوبتون. خیلی مفید و کاربردی بود
سلام دوست عزیز ،تشکر از حسن توجه شما